عليه السّلم جواب ايشان بداد و گفت كه آن داود بود عليه السّلام كه آهن بدست او نرم گشته بود ، تا ازان زره همى كرد . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
« 1 » .
اما اين روى روان سليمان را بود عليه السّلام ، و ديوان او را ازان شارستانى كردند رويين ، و اين شارستان اندر بيابان اندلس است و گنجهاى خويش و سحرها همه آنجا فرستادست . و قصهء آن گفته آيد بجايگاه خويش .
اما آنچه پرسيدند از حديث روح . جبريل اين آيت بياورد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ، [ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ]
. « 2 » گفت ترا همى پرسند از روح .
بگو كه روح از كارهاى خدايست عزّ و جلّ ، و روح بامر خداى است ، [ و روح نام جبريل است ( ع ) ] « 3 » چنان كه گفت :
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
« 4 » . گفت اين كتاب فرستادهء پروردگار است فرو آورد آن را جبرئيل امين بر دل تو ، تا بباشى از بيمكنندگان .
اما آنچه پرسيدند كه خداى عزّ و جلّ را چند پيغامبر بودست [ مرسل و چند نامرسل . پيغامبر گفت عليه السّلام خداى را عزّ و جلّ صد هزار و بيست و چهار هزار پيغامبر بوده است ] « « 5 » » از مردم و فريشته . گفت ازان سيصد و سيزده پيغامبر مرسل بودند ، اوّل ايشان آدم بود و آخر ايشان منم كه محمّدم . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
« 6 » . گفت نيست محمّد پدر هيچ كسى از مردمان شما ، و لكن پيغامبر خدايست و مهر پيغامبران است .
هامش
( 1 ) السبا ، 10
( 2 ) الاسراء ، 85
( 3 ، 5 ) ( پا . ن )
( 4 ) الشعراء ، 194 - 192
( 6 ) الاحزاب ، 40