ديگر باشد . و دوازده برج است آفتاب را كه هر ماهى آفتاب ببرجى ديگر باشد . و قصهء اين ستارگان رونده و ايستاده و آفتاب و ماهتاب بدين كتاب اندر گفته آيد بجايگاه خويش .
اما آنچه پرسيدند كه خداى عزّ و جلّ اين جهان را به چند روزافريده است و تا چند هنگام بدارد . گفت خداى عزّ و جلّ اين جهان را بشش روز آفريد چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
« 1 » . و هر روزى ازين روزها هزار سال باشد چنان كه گفت :
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 2 » . و اگر خواستى بيك ساعت بيافريدى ، امّا بروزگار آفريد تا بدانند كه حكيم كار بروزگار كند .
و پيغامبر عليه السّلام گفت كه :
العجلة من الشيطان و التّأنى من الرّحمن .
گفت شتابزدگى اندر كارها از كار ديو است ، و آهستگى از كار خداى عزّ و جلّ . و اين قصّهء آفريدن اين جهان بشرح گفته آيد اندر جايگاه خويش .
اما آنچه پرسيدند كه رستاخيز كى باشد . جبريل اين آيت بياورد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها . فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها . إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها . إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها
« 3 » . گفت كه همى پرسند كه رستاخيز كى باشد و تو بچه اندرى از دانستن رستاخيز . و اين قصّه نيز بجايگاه خويش گفته آيد .
اما آنچه پرسيدند از حديث جابلقا و جابرسا و تارس و تافيل . گفت كه اين خلقهااند كه خداى عزّ و جلّ آفريدست ايشان را اندر كوه قاف .
و پيغامبر عليه السّلام گفت :
من يعلم ما بين جابلقا و جابرسا ؟
گفت كى داند
هامش
( 1 ) السجده ، 24
( 2 ) الحج ، 47
( 3 ) النازعات ، 42 - 44