القرى و بنى قريظه « 1 » همه را گرد آوردند ، و مر ايشان را گفتند كه : بدانيد و آگاه باشيد كه از ميان ما يكى بيرون آمده است و دعوى مىكند كه من پيغامبر خدايم ، و سخنى چند بر مىخواند و مىگويد كه اين سخن خدايست . و بدست ما هيچ كتاب نيست از آسمان آمده ، بايد كه شما از كتاب خويش مسئلههاى چند كه سختتر است و صعبتر بيرون آوريد تا ما از وى بپرسيم ، اگر چنان باشد كه جواب آن باز دهد و از عهدهء آن بيرون آيد و شما بپسنديد و آن را راست داريد پس ما دانيم كه او همه راست مىگويد و سخن او باور داريم ، و اگر جواب آن مسئلهها نتواند داد ، و از آن درماند و عاجز آيد ، بارى ، مقهور گردد .
پس اين جهودان بنشستند و تجربه كردند و جمله توريت را مطالعه كردند و بيست و هشت مسئله كه از آن مشكلتر و سختتر نبود بيرون آوردند ، كه در جملهء توريت هيچ مسئله ديگر از آن سختتر و مشكلتر نبود ، و بدين « 2 » كافران مكّه را دادند .
و اين كافران چنين گفتند كه ما ندانيم كه جواب اين مسئلهها چيست و اگر محمّد آن را جواب كند ما ندانيم كه آن راست مىگويد يا دروغ .
بايد كه شما پنج تن كه عالمتر و فاضلتر و عاقلتر و داناتر باشد از ميان خويش گزين كنى و با ما بفرستى « 3 » تا چون محمّد جواب اين مسئلهها بگويد ايشان دانند كه راست گفته است يا دروغ ، و با ما بگويند .
پس ايشان از ميان خويش پنج تن كه ازيشان فاضلتر و عالمتر و عاقلتر و داناتر نبودند از ميان خويش گزين كردند و با اين كافران بمكّه فرستادند ، و چون بمكّه رسيدند محمّد را « 4 » حاضر كردند و اين بيست و
هامش
( 1 ) متن : بنى قريظه
( 2 ) مرين ( پا )
( 3 ) كنيد و با ما بفرستيد . ( پا )
( 4 ) زير كلمهء محمد در متن : « صلوات اللَّه و سلامه عليه » .