و هر كه متابعت كند مرا ؛ [ و ] بگوى آن كسها كه داد [ ند ] شان كتاب و اميّان « 1 » : گردن نهاديد ؟ اگر مسلمان شوند بدرستى كه راه يابند « 2 » ؛ اگر برگردند كه نه بر تو است « 3 » رسانيدن ، و خداى بيناست ببندگان *
21 - كه آن كسها كه كافر شوند بآيتهاى خداى ، و بكشند « 4 » پيغامبران را بناحق ، و بكشند آن كسها را كه مىفرمايند براستى از مردمان ، مژدهشان ده بعذابى دردناك *
22 - ايشانند آن كسها كه تباه شد كردار ايشان اندر اين جهان و آن جهان و نيست ايشان را هيچ يارى دهندهاى *
23 - نهبينى سوى آن كسها كه بدادندشان برخى از كتاب مىخوانندشان سوى كتاب خداى تا حكم كند ميان ايشان ، پس برگردند گروهى از ايشان و ايشان روى گردانندگانند *
24 - آنست بدانكه ايشان گفتند : نه رسد ما را آتش مگر روزگارى شمرده ؛ بفريفت ايشان را اندر دين ايشان آنچه بودند مىيافتند « 5 » *
25 - چگونه چون بهم كنيمشان « 6 » روزى را كه نيست هيچ شك اندران و تمام داده آيد هر تنى را آنچه ساخت و ايشان نه ستم كرده آيند ؟ *
26 - بگوى خداى من پادشاه همه پادشاهانست ، بدهد « 7 » پادشاهى آن را كه خواهد ، و باز ستاند پادشاهى از آنك خواهد ، و عزيز كند
هامش
( 1 ) نانبيسندگان . ( پا ) - كه داده آمدند توريت و كافران مكه . ( خ )
( 2 ) راه يافتند . ( پا )
( 3 ) كه باشد بر تو . ( پا ) - ( يا كلمهء « مگر » از قلم افتاده ، يا كلمهء « نه » زايد است . )
( 4 ) كافر شدند بآيتهاى خداى و همى كشتند . ( پا )
( 5 ) مىبدروغ گفتند . ( صو . پا ) - مىگويند . ( خ ) ترجمهء يفترون . ( متن :
مىبافتند ؟ )
( 6 ) چگونه باشد چون فراهم كنيم ايشان را . ( خ ) - جمع كنيم ايشان را . ( پا )
( 7 ) در نسخههاى ديگر در اين آيه و آيهء بعد افعال بصيغهء مخاطب است : بدهى ، خواهى ، بازستانى ، عزيز كنى ، اندر آرى ، روزى دهى . . .