14 - بياراست « 1 » مردمان را دوستى شهوتها از زنان و فرزندان ، و پوستهاى پر خواسته « 2 » از زر و سيم ، و اسبان داغ كرده ، و چهارپايان ( نصف جزء ) و كشت . آنست برخوردارى زندگى اين جهان ، و خداى نزديك اوست بنيكوى بازگشتن *
15 - بگو : آگاه كنم شما را بنيكى ازان ؟ آن كسها [ كه ] بپرهيزند « 3 » نزديك خداوندشان بهشتها كه مىرود از زير آن جويها ، جاويدانه اندران ، و جفتانى پاكيزه ، خشنودى از خداى ، و خداى بيناست ببندگان *
16 - آن كسها كه گويند : خداوند ما ما بگرويديم ، بيامرز ما را گناهان ما و بازدار از ما عذاب آتش *
17 - صبركنان و راستگويان و فرمان برداران و هزينهكنان و آمرزش خواهان در سحرگاه * « 4 »
18 - گواهى داد خداى كه اوست نيست خداى مگر او ، و فريشتگان و خداوندان دانش ، ايستاده براست « 5 » ، نيست خداى مگر او بىهمتا و با حكمت *
19 - كه دين نزديك خداى مسلمانى است ؛ و نه اختلاف كردند آن كسها كه بدادندشان كتاب مگر از پس آنچه آمدندشان دانش - جستن افزون ميان ايشان - و هر كى كافر شود بآيتهاى خداى كه خداى زود شمارست *
20 - اگر خصومت كنند با تو بگو كه : سپردم روى خويش خداى را
هامش
( 1 ) بياراستند . ( پا ) - برآراسته شد . ( صو )
( 2 ) و بدرهاى يك بر ديگر نهاده .
( صو )
( 3 ) مر آن كسها كه پرهيز كردند . ( صو ) - آن كسها كه بپرهيزيدند . ( پا )
( 4 ) بسحرگاهان . ( صو . پا )
( 5 ) بداد . ( صو ) - استيده بداد كردن . ( خ ) متن ظاهرا بايد « راستى » باشد ترجمهء : قسط .