تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
جبريل آورده بود همان براق بود كه بسوى ابرهيم عليه السّلم آورده بود كه به زيارت اسمعيل مىرفت از شام بمكّه . و آن براق از بهشت آورده بود ، و بالاى او از خرى بزرگ‌تر بود و از استرى كم‌تر بود « 1 » . پس جبرئيل صلّى اللَّه عليه مر پيغامبر را صلوات اللَّه و سلامه عليه گفت كه : يا رسول خداى بدين براق برنشين تا من ترا به حضرت ربّ العزّة برم تا « 2 » خداوند عزّ و جلّ با تو سخن گويد و تو با وى سخن گويى . رسول صلّى اللَّه عليه گويد كه : چون من بر براق خواستم نشست ؛ براق به هوا برشد و تندى مىكرد . پس جبريل بانگ برو زد ، گفت : نمىدانى كه كيست كه بر تو مىنشيند ؟ اين محمّد رسول اللَّه است ، گزين جمله پيغامبران . پس براق مر جبريل را گفت كه : بلى . مىدانم كه محمّد است ، رسول خداى و گزين جمله پيغامبران است . بلى . من از بهر آن تندى مىكنم و رها نمىكنم كه تا او بر من نشيند تا با من عهدى بكند كه روز قيامت هم بر من نشيند ، كه روز قيامت براقها بسيار باشد ، و من خواهم كه او بر من نشيند ، تا من با ديگران فخر آورم و گويم كه من بارگير محمّد رسول اللّه‌ام ، گزين جمله پيغامبران . پس پيغامبر عليه السّلام گفت كه : من روز قيامت هم بر تو نشينم و بر هيچ ديگر ننشينم . پس براق رام گشت و پيغامبر به روى نشست . و جبريل عليه السّلم با وى همى رفت در پيش وى ايستاده ، و براق او را مىبرد تا بيت المقدّس ، و چون پاره‌اى رفته بودند گروهى « 3 » از دست راست
هامش
( 1 ) استر فروتر . ( صو ) - چند خرى بود برتر و از استرى فروتر بود . ( پا . خ ) - متن : « اشترى » و ظاهرا اشتباه كتابتى است . ( 2 ) بر نشين تا من ترا ازينجا ببيت المقدس برم و از آنجا بمعراج بد آسمان برم تا . ( پا ) ( 3 ) پس چون لختى برفت جبريل به راه اندر از پيغمبر جدا بود بدان ساعت گروهى . ( پا )