تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصلاة في الكتاب والسنة ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ظهر وپس از آن نافله عصر ونماز عصر را بخواند واين كار موجب به تأخير انداختن دو نماز واجب " ظهر وعصر " ونافله هاى آن دو نمى شود وقراردادن يك ذراع ودو ذراع براي وقت ظهر وعصر به اين جهت بوده است كه وقت فضيلت آن دو فراخ گردد ونافله خواندن ، موجب تأخير نماز واجب از وقت فضيلتش نشود واز اين رو خواندن نماز ظهر وعصر پيش از رسيدن سايه به يك ذراع ودو ذراع اشكالى ندارد ، بلكه از برخى روايات به دست مى آيد كه اين بهتر است ودر روايت رجاء بن أبي الضحاك آمده است كه امام رضا ( عليه السلام ) ميان نماز ظهر وعصر جز با نافله وذكر ودعا ، فاصله نمى داد ولى نماز عشاء را تا نزديك به يك سوم از شب ، به تأخير مى انداخت . ورواياتى كه با هم خواندن نمازها را سبب افزونى روزى مى خوانند ، شايد اين گونه با هم خواندن را مى گويند كه دو نماز واجب را همراه با نافله هايشان ، يك جا بياورد . سپس به بازار رود تا موجب پراكنده شدن مشتريان وطرف داد وستدش نشود ، يا با هم خواندن را براي كسى روا دانسته اند كه به خاطر عذرى ، وضعيتش ايجاب مى كند نافله را نخواند ، به دليل روايتي كه كلينى از عباس ناقد با سندى مجهول نقل كرده است . أو مى گويد : هر چه در دستم بود پراكنده شد وطرفهاى داد وستدم رفتند . پس اين مطلب را به أبو محمد ( عليه السلام ) گفتم ، به من فرمود : نماز ظهر وعصر را با هم بخوان ، آنچه دوست دارى ، مى بيني . وبا سندى كه در آن ابهام وجهل است ، از محمد بن حكيم روايت شده كه گفت : شنيدم أبو الحسن ( عليه السلام ) مى گويد : با هم خواندن دو نماز در آنجاست كه ميان آن دو ، كار مستحبى نباشد . پس اگر ميان آن دو ، مستحبى باشد ، با هم خواندن صدق نمى كند .