كه منم عوض وى در أهل وى هر كه راضى گرداند ايشان را بتحقيق كه مرا راضى گردانيده است وهر كه ايشان را بخشم آورد بتحقيق كه مرا بخشم آورده است وبگرداند روح أو را خداى تعالى در سينه مرغان سبز كه سير كند در بهشت هر جا كه خواهد وبخورد از ميوههاى آن وجاى گيرد بقنديلهاى طلا كه آويخته است بعرش وبدهند مردى را از ايشان هفتاد غرفه از غرفههاى فردوس كه راه هر غرفه مسافت صنعا باشد تا شام پر كند نور آن ميان مشرق ومغرب را در هر غرفه هفتاد درگاه باشد بر هر درگاهى هفتاد در باشد ودر هر درى هفتاد پنجره باشد مشبك از طلا ودر هر غرفه هفتاد خيمه باشد در هر خيمه هفتاد تخت از طلا كه پايهاى آن از مرواريد وزمرّد وچوبهاى زمردين وبر هر تختى چهل فرش إستبرق كه هر فرشى هفتاد ذرع باشد وبر هر فرشى زنى باشد از حور العين كه عربه وهمسنان باشند پس عرض نمود آن جوان كه خبر ده مرا يا أمير المؤمنين از عربه كه چيست آن فرمود آن زنيست كه پسنديده خداست كه أو راست هفتاد هزار غلام وهفتاد هزار كنيز كه زينت كردهاند بطلا سفيد رويانند بر سر ايشانست تاجها از مرواريد بر گردنهاى ايشانست منديلها بر دست دارند كوزها وآفتابها پس چون روز قيامت شود بيرون آيد از قبر خود شمشير كشيده وزير آن باشد از رگهاى گردن أو خون رنگ آن چون ياقوت باشد وبوى آن مشك گام ميگذارد وبصحراى قيامت بخداوندى كه نفس من بدست اوست كه اگر پيغمبران بطريق ايشان باشند البتة مردمان مشغول شوند بايشان بآنچه بينند از نور وصفاى ايشان تا آنكه ميايند بخانهائى كه از جواهر است ومىنشينند بر آن وشفاعت ميكند يك مرد از ايشان هفتاد هزار كس از أهل بيت خود را وهمسايگان خود
جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي ) — صفحة 93
مساهمون: الشيخ محمد الشعيري السبزواري
ص٩٣