نباشد تفسير قرآن كردن الَّا به نصّى از رسول - عليه السلام - لقوله : * ( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَه ) * .
* ( كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ ) * ( 1 ) ، گفت بر سبيل ردع و زجر كافران را : « كلَّا » .
آنگه بيان كرد كه : ايشان منافع عاجل دوست مىدارند و آخرت و عمل او و ساز و اهبت او رها كردهاند ( 2 ) ، و اين بر سبيل وعظ و زجر گفت .
آنگه گفت ( 3 ) اهل [ 22 - ر ] آخرت را به دو قسمت فرو نهاد ، گفت :
* ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ ، إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * ، رويهايى ( 4 ) باشد تازه به خداى نگران ، و اين صفت اهل بهشت است كه رويهاى ايشان نكو و تازه باشد تا فريشتگان بدانند كه ايشان اهل ثوابند .
كوفيان و مدنيان « تحبّون » و « تذرون » خواندند به « تا » ى خطاب و باقى قرّاء به « يا » خواندند على الخبر عن الغائب ( 5 ) . و « و النضرة » و « و النضّارة » و البهجة و الطلاقة نظاير ، و نضر ( 6 ) وجهه ينضر ( 7 ) نضارة و نضّر اللَّه وجهه ، أى حسنه ، و منه
قول النبي - عليه السلام : نضّر اللَّه امرءا سمع مقالتي فوعاها .
* ( إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * ، مشبّهه و اشاعره به اين آيت تمسّك كردند بر اثبات رؤيت و گفتند : آيت دليل آن مىكند كه خداى را ببينند براى آن كه « نظر » چون به « الى » متعدّى باشد فايدهء رؤيت دهد و بر اين بيتى آوردند - و هو :
نظرت الى من زيّن اللَّه وجهه
فيا نظرة كادت على عاشق تقضي ( 8 )
و جواب از اين آن است كه « نظر » در كلام عرب بر وجوه است . از جمله وجوه و اقسام ( 9 ) هيچ ( 10 ) نيست كه فايدهء رؤيت مىدهد ( 11 ) ، نظر آيد به معنى تقليب
هامش
( 1 ) . كا و تذرون الاخرة .
( 2 ) . كا كوفيان و مدنيان « تحبّون و تذرون » خواندند به تاى خطاب .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : رويها .
( 5 ) . كا : گا ، آد : خبرا عن الغائب .
( 6 ) . كا : نظر .
( 7 ) . كا : ينظر .
( 8 ) . كا : تقفني .
( 9 ) . آج او .
( 10 ) . كا ، گا ، آد آن .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : رؤيت دهد .