لعمرك ما للفتى من وزر
من الموت ينقذه و الكبر
ضحّاك گفت : « وزر » حصن باشد .
آنگه گفت : إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ، آن روز هيچ قرارگاه نباشد مگر با خداى تعالى ، و هيچ مرجع و مقر نبود الَّا به جايى كه مرد اهل آن باشد از بهشت يا دوزخ .
آنگه گفت : بر سبيل تهديد و وعيد : يُنَبَّؤُا الإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَأَخَّرَ ، خبر دهند ( 1 ) اين كافر را به آنچه كرده باشد در اوّل عمر و آخر عمر ، و اين قول مجاهد است . و گفتند معنى آن است كه : آنچه كرده باشد از معصيت و رها كرده باشد از طاعت ، و اين روايت عطيّه است از عبد اللَّه عبّاس .
زيد ابن أسلم گفت : به آنچه تقديم كرده باشد از مال خود براى خود و به آنچه تأخير كرده باشد ( 2 ) و رها كرده بر وارثان ، نظيره قوله : عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ( 3 ) .
يكى از جملهء بزرگان گفت پنج معصيت است در گناه از گناه صعبتر :
اوّلش خذلان خداى بنده را تا عاصى شود . دوّم آن كه حليت اوليا از او بستاند و رقم اعدا بر او كشد . سهام ( 4 ) . آن كه در رحمت بر او ببندد و در عقوبت بگشايد .
چهارم آن كه در حال معصيت به او مىنگرد و او در آن فعل باشد . پنجم آن كه او را در پيش خود بدارد در روز قيامت و خبر دهد او را از آنچه كرده باشد ، و ذلك قوله : يُنَبَّؤُا الإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَأَخَّرَ .
عبد اللَّه مسعود گفت : بما قدّم ، به آنچه كرده باشد از عمل . و اخّر ، آنچه نهاده باشد از سنّت نيك يا بد كه بر آن كار كنند از پس او .
بَلِ الإِنْسانُ عَلى نَفْسِه بَصِيرَةٌ ، در او چند قول گفتند ، عبد اللَّه عبّاس گفت :
هامش
( 1 ) . آج : تا خبر دهد ، ديگر نسخه بدلها : خبر دهد .
( 2 ) . كا ، گا ، آد : كرده باشند .
( 3 ) . سورهء انفطار ( 82 ) آيهء 5 .
( 4 ) . آج : سيوم ، كا : سئوم .