[ من ] ( 1 ) به معنى « على » باشد ، أى على كلّ رجل سلام ، و « على » متعلَّق باشد به « سلام » . و قراءت عامّهء قرّاء اوليتر است براى موافقت مصاحف را ، و براى آن كه بر اين وجه معنى مستقيم نمىشود .
و قوله : * ( سَلامٌ هِيَ ) * ، جملهاى است از مبتدا و خبر ، يعنى هذه الليلة سلام ، اين شب سلام است . در او چند قول گفتند : يكى آن كه اين شب سلامت است و خير . در اين شب خداى تعالى هيچ تقدير نكند جز خير و سلامت . مجاهد گفت :
يعنى اين شب سلامت است از شياطين و وسواس ايشان . شيطان در اين شب ممنوع باشد از آنچه رنجى به كسى رساند . شعبى و منصور باذان گفتند : يعنى اين سلام فريشتگان باشد ( 2 ) ، تا صبح برآمدن ، سلام مىكنند بر هر قايمى و قاعدى و راكعى و ساجدى .
كسائي و خلف خواندند و يحيى بن وثاب و أعمش « مطلع » به كسر « لام » و باقى قرّاء به فتح « لام » و اين قراءت اختيار است براى آن كه « مطلع » به فتح « لام » مصدر باشد [ 161 - پ ] ، و به كسر « لام » موضع . و اين جا مصدر لايق است جز كه مفعل را بر وقت حمل كنند - و اللَّه أعلم .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . كا ، آد ، گا حتّى مطلع الفجر .