انّ الذي لا يحلّ الحادثات به
و لا تغير فيه اللَّه لا الرجل
[ * ( فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) * ، چه بوده است اينان را كه ايمان نمىآورند ] ( 1 ) .
* ( وَإِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ ) * ، گفت : چون قرآن بر ايشان خوانند سجده نكنند . [ در او ] ( 2 ) دو قول گفتند : يكى آن كه خضوع نكنند و خشوع ، و آن را بر توسّع سجده خواند ، كقول الشّاعر :
ترى الأكم فيها سجّدا للحوافر
أى خاضعة لها . و قولى ديگر آن كه : به جاى سجده سجده نكنند ، چنان كه مؤمنان كنند .
راوى خبر گفت كه : ابو هريره اين سورت مىخواند ، به اين جا رسيد و گفت : رسول - عليه السلام - اين سورت بخواند و اين جا سجده كرد ، و اين محمول باشد بر استحباب ، از آن ده جاى است كه سجده در او مستحب است .
* ( بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ) * ، گفت : بل كافران تكذيب مىكنند و دروغ مىدارند اين قرآن را .
* ( وَاللَّه أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ ) * ، و خداى عالمتر است به آنچه ايشان در دل مىدارند . مجاهد گفت : يكتمون في قلوبهم ، قتاده گفت : يوعون في صدورهم ، من قولهم : اوعيت المتاع اذا جعلته فى الوعاء ، و وعيت العلم اذا حفظته . ابن زيد گفت : به آنچه جمع كردهاند . از اعمال نيك و بد .
* ( فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ) * ، بشارت ده ايشان را به عذابى مولم . و بشارت در عذاب مجاز باشد من حيث العرف ، و اگر چه من حيث اللغة خبرى باشد كه اثر او بر بشره پيدا شود از مسّرت و مساءت [ 91 - پ ] .
* ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ، اين استثنا ( 3 ) منقطع است ، گفت : الَّا
هامش
( 2 - 1 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آج : مستثناى .