حجاز است خاص . و ابو عبيد ( 1 ) گفت : عيسى بن عمر وقف كردى بر « كالوا » و « وزنوا » و « هم » ابتدا كردى ( 2 ) ، چنان كه « هم » ضمير مرفوع منفصل باشد بدلا من الضمير المرفوع المتّصل الذي هو الواو ، و بر قول اوّل « هم » ضمير [ 80 - ر ] منصوب منفصل باشد ، آن كه مفعول اوّل بود از « كالوا » ، يقال : كلته الطعام . و ابو عبيد ( 3 ) گفت : وجه اوّل اختيار است براى خطَّ ( 4 ) مصحف كه اگر « هم » ضمير بودى ، بدل از فاعل بايستى از پى هر دو « واو » ، « الف » نوشته بودى كه اين را « الف » فصل خوانند براى آن كه فاصل بود ميان ( 5 ) ضمير فاعل و ضمير مفعول ، يقال : ضربوهم ، بى « الف » چون « هم » ضمير مفعول به باشد ( 6 ) ، و ضربوا هم به « الف » چون ضمير ، بدل فاعل باشد .
عبد اللَّه عبّاس گفت سبب نزول آيت آن بود كه : چون رسول - عليه السلام - به مدينه آمد ، اهل مدينه در باب كيل و وزن بغايت خبيث بودند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . قرظي گفت : معاملان مدينه مبايعت و تجارت ايشان به شكل قمار بودى به انواع حيلتها كه ايشان را بود ، و نامهاى آن بنزديك ايشان « منابذه » و « ملامسه » و « مخاطره » بود . رسول - عليه السلام - به بازار آمد و اين آيات بر ايشان خواند . سدّي گفت : رسول - عليه السلام - به مدينه آمد و مردى بود كنيت او أبو جهينه ، دو صاع داشت : يكى زيادت ، يكى ناقص . به يكى بستدى و به يكى بدادى . خداى تعالى اين آيات در حقّ او بفرستاد و گفت : واى آنان كه كم سنجند و كم پيمايند ! چون به مردمان دهند و چون از ايشان بستانند ، تمام بستانند .
عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت :
خمس
هامش
( 3 - 1 ) . كا ، آد ، گا : ابو عبيده .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : اووزنوهم ابتدا كردى .
( 4 ) . آج : حفظ .
( 5 ) . آج الف .
( 6 ) . آج : مفعول نباشد .