ايشان و مردمان اوايل .
آنگه گفت : اگر چنان است كه شما را كيدى و حيلهاى و چارهاى هست ، به جاى آرى ( 1 ) با من . صورت امر است و مراد تهديد و تقرير . و « كيد » حيله باشد .
* ( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَعُيُونٍ ) * ، گفت : روز قيامت متّقيان و پرهيزگاران در سايههاى درختان باشند و چشمههاى آب ( 2 ) و ميوههايى ( 3 ) از آنچه آرزو كنند ، * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا ) * ، التقدير يقال لهم : كلوا و اشربوا ، ايشان را گويند : بخورى ( 4 ) از اين ميوهها ( 5 ) و باز خورى ( 6 ) از اين چشمهها ( 7 ) . * ( هَنِيئاً ) * ، نوش و گوارنده . نصب او بر حال است ، و روا باشد كه صفت مصدرى باشد [ 46 - ر ] محذوف ، و التقدير :
أكلا هنيئا و شربا هنيئا . و در اين لفظ خلاف كردند . بعضى محققّان گفتند :
صورت امر است و مراد اباحت . و بعضى دگر گفتند : امر است براى آن كه چون ايشان بدانند كه خداى تعالى مريد است أكل و شرب ايشان را ، در سرور و خرّمى ايشان بيفزايد . پس در اين فايدهاى تمام هست ( 8 ) ، عبث نيست . * ( بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ، « با » مجازات راست ، و « ما » مصدرى است ، ( 9 ) جزاء على أعمالكم .
* ( إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ) * ، ما چنين پاداشت دهيم نكوكاران را ( 10 ) .
* ( كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِيلًا إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ ) * ، [ آنگه ] ( 11 ) با خطاب كافران و گناهكاران آمد در دنيا ، گفت : بخورى ( 12 ) و برخوردار شوى ( 13 ) اندكى ، يعنى در عمر دنيا كه متاع او قليل است كه شما مشركى ( 14 ) و عاصى . صورت امر است و مراد تهديد است ( 15 ) .
* ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ ) * ، گفت : چون گويند اين كافران را كه
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : به جاى آريد .
( 2 ) . كا ، آد ، گا و فواكه ممّا يشتهون .
( 3 ) . اساس : ميوههاى ، آج و ديگر نسخه بدلها : ميوها / ميوهها .
( 12 - 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بخوريد .
( 5 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : ميوها / ميوهها .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : باز خوريد .
( 7 ) . اساس : چشمها / چشمهها .
( 8 ) . كا ، آد ، گا و .
( 11 - 9 ) . آج و ديگر نسخه بدلها اى .
( 15 - 10 ) . كا ، آد ، گا ويل يومئذ للمكذّبين .
( 13 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : برخوردار شويد .
( 14 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مشركيد .