تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
زنان را . يك قول آن است كه گفتيم : جامه بيفگندند ميان رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - و ايشان ، و اين در اخبار ماست . و قولى ديگر آن است كه : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - بيعت ايشان به زبان گرفت نه بصفقة ، اين آيت بر ايشان خواند ، ايشان اقرار دادند و قبول كردند . اميمه بنت رقيّه ( 1 ) گفت : من رسول را بيعت مىكردم ، گفتم : يا رسول اللَّه دست من بگير به بيعت . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : من دست زنان نا محرم نگيرم به دست ( 2 ) ، و لكن بيعت من زنان را به زبان باشد . شعبي گفت : جامه‌اى از فطرى ( 3 ) در ميان ايشان بود ، عمرو بن شعيب گفت : قدحى آب بياورد [ ند ] ( 4 ) و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - دست در او نهاد ، آنگه زنان دست در آن آب مىزدند . كلبي گفت : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - مىگفت و عمر ( 5 ) دست ايشان به دست مىگرفت در جامه . مفسّران در معنى « معروف » خلاف كردند . قرظىّ گفت : معروف كارى باشد كه در او هيچ معصيت نبود . ربيع گفت : هر چه موافق طاعت خداى تعالى باشد آن معروف بود . بكر بن عبد اللَّه المزنيّ گفت : معروف هر كارى بود كه در او رشدى ان معروف بود . مجاهد گفت : آن باشد كه با هيچ مردى در خلوت ننشينند . ابن الزّيد و ابن السّايب گفتند : آن باشد كه جامه ندرند [ و هى و آه نكنند ] ( 6 ) و موى نكنند و روى نرويند ( 7 ) و سليطى نكنند ( 8 ) و سر نتراشند و شعر نخوانند و با مردمان نا محرم ننشينند و با نامحرمان سخن مگويند ( 9 ) .
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رقيقه . ( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : به دست نگيرم . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : جامهء قطرى . ( 6 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . اساس عليه ما يستحقّ ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد . ( 7 ) . كذا : در اساس ، آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد ، چاپ شعرانى ( 11 / 130 ) : روى نخراشند . ( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : سلاطت نكنند . ( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و با مردان نا محرم حديث نكنند و ننشينند .