روى فراز كند ، و زن سليطه را و آن ( 1 ) را كه نگار كند ، و آن را كه بر دست او نگار كنند ( 2 ) . و عمر در عهد خود نايحهاى را به درّه مىزد مقنع ( 3 ) از سرش بيفتاد ، [ گفتند : يا فلان ( 4 ) مقنع ( 5 ) از سرش بيفتاد ] ( 6 ) ، گفت : او را حرمتى نباشد كه او فاسقه است .
و قوله : * ( فَبايِعْهُنَّ ) * ، « فا » جواب « إذا » است ، براى آن كه « اذا » متضمّن معنى شرط است و او را جواب بايد ، گفت ( 7 ) : بيعت كن ايشان را . * ( وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّه ) * ، و براى ايشان از خداى آمرزش خواه كه خداى تعالى آمرزندهء گناه است و بخشاينده .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً ) * ، آنگه خطاب كرد با مؤمنان گفت : اى گرويدگان تولَّا مكنيد به قومى كه خداى بر ايشان خشم گرفته است . گفتند :
سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى از درويشان مسلمان بيامدندى بنزديك جهودان و به ايشان تقرّب كردندى به اخبارى كه ايشان بگفتندى از ( 8 ) مسلمانان و چيزى كه از ايشان ( 9 ) بستدندى از ميوه ( 10 ) ، خداى تعالى گفت : تولَّا مكنيد به قومى كه خداى بر ايشان خشم گرفته است .
آنگه وصف كرد ايشان را ، گفت ( 11 ) : ايشان نوميدند از ثواب آخرت چنان كه كافران نوميدند از اهل گورها . در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه چنان كه
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آنان .
( 2 ) . كا : و آن را كه بر دست او نگار كنند و نگار كننده را .
( 5 - 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مقنعه .
( 4 ) . كا : عمر .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : يعنى .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : از آن .
( 9 ) . آد ، گا : مسلمانان كه چيزى از ايشان ، كا : مسلمانان و چيزى از ايشان .
( 10 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( قَدْ يَئِسُوا مِنَ الآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ ) * .