درباره درشتترين دانهء تگرگ سخنان مردم با هم اختلاف داشت .
برخى مىگفتند وزن يك تگرگ دويست درهم بود ، برخى مىگفتند يك رطل بود . برخى هم چيزهاى ديگر مىگفتند .
اين تگرگ بسيارى از حيوانات را نيز كشت .
سال به پايان رسيد و كميابى و قحط و گرانى همچنان باقى بود و در موصل نيز بيش از همه جا شدت داشت .
درين سال يكى از دوستان ما خرگوشى را شكار كرد و ديد داراى دو « جنس » است : هم آلت نرينه و هم آلت مادينه ! وقتى شكمش را شكافتند در آن دو بچه يافتند .
اين را من از او و گروهى كه با او بودند شنيدم .
آنها گفتند :
تاكنون مىشنيديم كه خرگوش يك سال نر و يك سال ماده است . و اين حرف را باور نمىكرديم . وقتى اين خرگوش را ديديم ، دانستيم كه آبستن است و ماده است . يك سال گذشت و تغيير جنسيت داد و نر شد .
ممكن است چنين باشد و گرنه بايد گفت ميان خرگوشها هم خنثى هست همچنان كه بين آدميان وجود دارد . يكى پيدا مىشود كه هم آلت مردانگى دارد هم آلت زنانگى . همچنان كه خرگوش ماده هم مانند زن حائضه مىشود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٤