نكنند به پرنس اجازه خواهد داد تا بر شهرهاى ايشان بتازد .
ارمنيان به پيغام پاپ نيز گوش ندادند و پسر را آزاد نكردند از اين رو پرنس بار ديگر به گردآورى لشكر پرداخت تا بر ارمنستان حمله برد .
ارمنيان به اتابك شهاب الدين در حلب متوسل شدند و از او يارى خواستند و او را از توسعهء قدرت پرنس ترساندند زيرا پرنس به توابع حلب نزديك بود .
شهاب الدين نيز با فرستادن سرباز و سلاح به ايشان كمك كرد .
پرنس به شنيدن اين خبر در تصميم خويش راسختر شد و براى حمله به شهرهاى ارمنيان عزم خود را جزم كرد و بدان سو رهسپار گرديد ولى كارى از پيش نبرد و ناچار شد كه از ايشان دست بكشد و باز گردد .
يكى از خردمندان مسيحى كه به ارمنستان رفته بود و با وضع آن سرزمين آشنائى داشت ، واقعهء فوق را براى من تعريف كرد .
درين باره از كسان ديگرى پرسيدم . برخى آن را مىدانستند و برخى ديگر انكار مىكردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: ابن الأثير
ص٧١