تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
پرنس فرنگى ، فرمانرواى انطاكيه ، همين كه خبر گرفتارى پسر خويش را شنيد ، براى ارمنيان پيام فرستاد و از ايشان خواست كه پسرش را آزاد كنند و به كرسى فرمانروائى باز گردانند . ولى ارمنيان به حرفش گوش ندادند و اين كار را نكردند . پرنس كه چنين ديد ، براى پاپ ، پيشواى فرنگيان ، در ايتاليا پيام فرستاد و اجازه خواست تا به شهرهاى ارمنستان حمله برد . اين پيشواى رومى ( يعنى پاپ ) كسى بود كه فرنگيان از فرمانش سرپيچى نمىكردند . او پرنس را از حمله به ارمنيان منع كرد و گفت : « آنان نيز همكيشان ما هستند و حمله بر شهرهاى ايشان روا نيست . » پرنس با نظر پاپ مخالفت كرد و براى علاء الدين كيقباد ، فرمانرواى قونيه و ملطيه و ساير شهرهاى اسلامى كه ميان اين دو قرار داشتند ، پيام فرستاد و با وى صلح كرد و او را در حمله به شهرهاى ارمنستان با خود همدست و همداستان ساخت . پرنس ، پس از اين اتفاق ، لشكريان خود را گرد آورد تا به شهرهاى ارمنستان حمله برد . ولى دو طايفهء اسبتاريه و داويه كه از برجستگان فرنگى به شمار مىرفتند با او مخالفت كردند و گفتند : « پاپ ما را از اين كار منع فرموده است . » اما ساير فرنگيان از پرنس اطاعت كردند . پرنس با لشگرى كه فراهم آورده بود به پيرامون شهرهاى