به دمشق پيش برادر خود ، ملك معظم ، برود و با وى آشتى كند .
بنابر اين در ماه شوال روانه دمشق شد و به دلجوئى از ملك معظم پرداخت و با او صلح كرد .
ملك كامل كه خبر صلح او را شنيد ، رنجيد و اين كار بر او گران آمد .
ولى بعد آن دو برادر به او نامه نگاشتند و او را از فرود آمدن جلال الدين خوارزمشاه به خلاط آگاه ساختند و دشوارى كار را به دو خبر دادند و گفتند اين وضع اقتضا مىكند كه براى پاسدارى و استوارى خاندان ملك عادل ، با يك ديگر همدست شوند و يگانگى خود را حفظ كنند .
ملك اشرف تا پايان اين سال در دمشق به سر برد . لشكرها نيز هر يك در اردوگاه خويش انتظار پايان يافتن زمستان را مىكشيدند تا ببينند كه خوارزميان چه خواهند كرد .
ما به خواست خداى بزرگ ضمن شرح وقايع سال 624 جريان كارشان را باز خواهيم گفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٧