بعد ، ملك معظم عيسى از مصر بازگشت و دو بار پيش برادر خود ، ملك اشرف موسى ، به شهرهاى جزيره رفت . از او براى جنگ با فرنگيان يارى خواست و كوشيد تا وادارش كند كه به كمك برادرشان ، ملك كامل ، بشتابد .
ملك معظم همچنان پيش ملك اشرف ماند تا او را با خود همراه ساخت و روانه مصر گرديد .
چنان كه پيش از اين گفتيم ، سه برادر با لشگريان خويش همدستى ايشان در جنگ با فرنگيان مايهء نگهدارى شهرهاى فرنگيان را از سرزمين مصر راندند .
اسلامى شد و همهء مردم از اين همدستى شاد گرديدند .
پس از آن كه فرنگيان از مصر رفتند ، هر يك از فرمانروايانى كه فرزندان ملك عادل بودند به سرزمينهاى خويش بازگشتند .
بدين گونه مدت كوتاهى باقى ماندند .
بعد ملك اشرف پاى در راه نهاد تا پيش برادر خود ، ملك كامل ، به مصر برود .
در راه به دمشق نزد ملك معظم رفت ولى در پيشش نماند و زود روانه مصر گرديد .
در مصر ، بر عكس ، مدتى دراز ماند و بىگمان ملك معظم ازين حركت او رنجيده خاطر شد كه چرا او در دمشق نماند اما در مصر زياد ماند .
بعد ، هنگامى كه ملك معظم به شهر حماة رفت و آن جا را محاصره كرد ، دو برادرش از مصر كسانى را به سروقتش فرستادند و او را ، بر خلاف ميلش ، از آن جا دور كردند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٥