داشتند بالا مىرفتند و پناه مىگرفتند زيرا آن كوهها صعب العبور بود و كسى كه به راههاى كوهستانى آشنائى نداشت بدون تحمل رنج و سختى نمىتوانست از آنها بالا رود .
تركمانان نيز هر گاه كه احساس خطر مىكردند و بيمناك مىشدند ، از آن كوهها بالا مىرفتند و به دفاع از خويش مىپرداختند .
ولى اين بار غافلگير شدند و هنگامى به خود آمدند كه لشكريان جلال الدين خوارزمشاه ايشان را احاطه كرده و از هر سو به رويشان شمشير كشيده بودند .
سربازان خوارزمشاه در كشتن تركمانان و غارت دارائى و بهرهگيرى از زنان ايشان زيادهروى كردند .
زنان و فرزندانشان را به اسارت و بردگى بردند و از اموالى كه داشتند به اندازهاى گرفتند كه به شمار در نمىآمد .
ميان اين اموال ، كالاهاى بسيارى ديدند كه تركمانان در حملات خود از بازرگانان گرفته و به همان حال اول ، دست نخورده باقى گذاشته بودند . اينها بجز اشيائى بود كه در آنها دست برده و به مصرف رسانده بودند .
لشگريان جلال الدين خوارزمشاه ، همين كه از كار تركمانان بياسودند به تبريز بازگشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٣