به او گفته بودند كه آنها را باز كند .
جواب داده بود : « احتياجى به باز كردن آنها نيست . همهء آنها سخنچينى و پاپوش دوزى است . »
از هنگامى كه اين خليفه به فرمانروائى رسيد ، خداى سبحان مىداند كه من به خاطر بدى زمانه و تباهى مردم روزگار هميشه از كوتاهى مدت خلافت او انديشه مىكردم و به بسيارى از دوستان خود مىگفتم :
« چقدر مىترسم از اينكه مدت فرمانروائى او كوتاه باشد .
زيرا زمانهء ما و مردم زمانه شايستهء خلافت او نيستند . »
همينطور هم شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٩