خدا از او خرسند باشد و او را خرسند بدارد و جاى و سرايش را نيكو سازد ! او آئين دادگسترى را كه كهنه شده بود دوباره نو ساخت و شيوهء نيكى و مهربانى را كه فراموش شده بود بار ديگر به ياد مردم آورد .
پيش از درگذشت خود نامهاى به خط خويش براى وزير خود فرستاد كه آن را براى اولياء امور و خداوندان دولت بخواند .
فرستادهء خليفه كه نامه را برده بود گفت :
« امير المؤمنين مىفرمايد : غرض ما اين نيست كه گفته شود رسمى معمول گرديد و نظرى تأمين شد و تشريفاتى انجام يافت و بعد هم هيچ سودى ندهد و اثرى از آن آشكار نگردد . ما اهل حرف نيستيم و اهل عمليم و شما هم به پيشوائى كه اهل كردار باشد بيشتر نيازمنديد تا به پيشوائى كه تنها به گفتار مىپردازد . »
آنگاه نامه را باز كردند و خواندند كه پس از « بسم اللّه الرحمن الرحيم » چنين آغاز مىشد :
« بدانيد كه نه مهلت دادن ما به شما نشانهء سستى ما و نه چشم پوشى ما دليل غفلت ماست . بلكه شما را آزمايش مىكنيم تا ببينم كداميك از شما بهتر كار مىكند .
شما در گذشته شهرها را ويران ساختيد ، مردم را پراكنده كرديد ، بدنامى به بار آورديد ، از روى نيرنگ و فريب باطل را به صورت حق آشكار نموديد ، نابود ساختن و ريشه كن كردن مردم را احقاق و مردم دوستى ناميديد و هر فرصتى را غنيمت شمرديد تا آنچه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٧