تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
مردم به قلعهء شهر و همچنين به كوه‌ها پناهنده شدند . مغولان عدهء كمى را كه يافتند كشتند و شهر را آتش زدند . مردى از مردم بدليس حكايت كرد و گفت : « اگر پانصد سوار در نزد ما بود هيچيك از مغولان سالم نمىماند زيرا راه بدين جا از ميان كوه‌ها مىگذرد و باريك و دشوار است و عده‌اى اندك مىتوانند از پيشروى گروهى بسيار جلوگيرى كنند . » مغولان سپس از بدليس رهسپار خلاط شدند و شهرى از توابع خلاط را كه باكرى خوانده مىشود و از استوارترين شهرهاست محاصره كردند . آن شهر را با پافشارى و سرسختى بسيار گرفتند و هر كس را كه در آن جا مىزيست كشتند . آنگاه به شهر ارجيش از توابع خلاط روى نهادند . در ارجيش كه شهر بزرگ و با شكوهى است نيز همان كارها را كردند . اين رويداد در ماه ذى الحجه بود . دربارهء بيم و هراسى كه خداى پاك و بزرگ از مغولان در دلهاى مردم انداخته ، براى من حكايت‌هائى كرده‌اند كه ممكن است است شنونده‌اش آنها را دروغ انگارد . حتى گفته شده كه تنها يك تن از مغولان داخل قريه يا محله‌اى شد كه در آن گروه بسيارى از مردم بودند . شروع به كشتن ايشان كرد و همچنان يكى را پس از ديگرى مىكشت و هيچ كس جرئت نداشت كه به سوى آن سوار دست دراز كند . شنيدم كه يكى از مغولان مردى را گرفت و مىخواست او را بكشد ولى حربه‌اى براى اين كار نداشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت