تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
در نتيجه ، جز كسانى كه در بيغوله‌ها پنهان شدند و شمارهء ايشان نيز اندك بود ، هيچ كس از مردم اسعرد سالم نماند . يكى از بازرگانان كه تازه به شهر « آمد » رسيده بود ، براى من تعريف كرد و گفت : « مغولان در اسعرد دست به كشتار زدند و بيش از پانزده هزار تن را كشتند . » اين بازرگان كنيزى از اسعرد با خود داشت . آن كنيز مىگفت كه آقاى وى مىخواست از خانه بيرون رود تا با مغولان بجنگد . مادرى داشت كه او را از اين كار منع كرد چون جز او فرزند ديگرى نداشت . اما پسر به حرف مادر گوش نداد . بدين جهة مادرش هم همراه او رفت . هر دو كشته شدند . پس از كشته شدن آنها كنيزك به برادرزادهء مادر اربابش به ارث رسيد و او آن زن را به اين بازرگان فروخت . كنيز نامبرده از بسيارى كشته‌شدگان اسعرد نيز شرحى هولناك بيان مىكرد . مدت محاصرهء اسعرد پنج روز بود . مغولان ، بعد ، از اسعرد به شهر طنزه رفتند و در آن جا نيز همان كارهائى را كردند كه در اسعرد كرده بودند . از آن جا به سوى دره‌اى سرازير شدند كه نزديك طنزه بود و آن جا را وادى القريشيه مىخواندند . قريشيه آب‌هاى روان و باغهاى بسيار داشت و راهى كه