در نتيجه ، جز كسانى كه در بيغولهها پنهان شدند و شمارهء ايشان نيز اندك بود ، هيچ كس از مردم اسعرد سالم نماند .
يكى از بازرگانان كه تازه به شهر « آمد » رسيده بود ، براى من تعريف كرد و گفت :
« مغولان در اسعرد دست به كشتار زدند و بيش از پانزده هزار تن را كشتند . »
اين بازرگان كنيزى از اسعرد با خود داشت .
آن كنيز مىگفت كه آقاى وى مىخواست از خانه بيرون رود تا با مغولان بجنگد . مادرى داشت كه او را از اين كار منع كرد چون جز او فرزند ديگرى نداشت .
اما پسر به حرف مادر گوش نداد . بدين جهة مادرش هم همراه او رفت .
هر دو كشته شدند .
پس از كشته شدن آنها كنيزك به برادرزادهء مادر اربابش به ارث رسيد و او آن زن را به اين بازرگان فروخت .
كنيز نامبرده از بسيارى كشتهشدگان اسعرد نيز شرحى هولناك بيان مىكرد .
مدت محاصرهء اسعرد پنج روز بود .
مغولان ، بعد ، از اسعرد به شهر طنزه رفتند و در آن جا نيز همان كارهائى را كردند كه در اسعرد كرده بودند .
از آن جا به سوى درهاى سرازير شدند كه نزديك طنزه بود و آن جا را وادى القريشيه مىخواندند .
قريشيه آبهاى روان و باغهاى بسيار داشت و راهى كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥١