است .
مغولان در اين قريه دست به يغما نهادند . مردم به كاروانسرائى كه آن جا بود پناهنده شدند .
مغولان بدان سرا راه يافتند و هر كس را كه در آن جا بود كشتند .
از زبان مردى از مردم مؤنسه براى من حكايت كردند كه گفته بود :
« من در كاهدان خانهاى ، ميان كاهها پنهان شدم و مغولان نتوانستند مرا پيدا كنند .
آن جا از پنجرهاى كه در خانه وجود داشت مغولان را مىنگريستم .
هنگامى كه خواسته بودند مردى را بكشند گفته بود :
« لا باللّه » او را كشته بودند و پس از فراغت از كار اين قريه و غارت اموال آن و اسارت زنان و كودكان ، آنها را ديدم كه بر اسبان خود سوار بودند و شوخى و مسخرگى مىكردند و مىخنديدند و به آواز مىخواندند : لا باللّه ، لا باللّه . »
گروهى از مغولان نيز به نصيبينى رفتند كه در خاك روم شرقى است و بر كرانه فرات قرار دارد .
اين نصيبين از توابع شهر « آمد » است .
مغولان آن جا را تاراج كردند و مردم را كشتند . بعد به شهر « آمد » برگشتند .
سپس به شهر بدليس رفتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٣