خوراكى را بدانجا آزاد كرد . همچنين فرمود هر كس كه مىخواهد غلهء خود را بفروشد در فروش آن آزاد است .
از آن پس غلهء بسيارى كه به حساب در نمىآمد . به موصل و ديار جزيره حمل شد .
به خليفه گفته شد :
« در نتيجهء صدور دستور آزادى حمل غله به موصل و ديار جزيره قيمت در اين جا قدرى بالا رفته ، مصلحت آن است كه از حمل غله جلوگيرى شود . »
گفت :
« آنها مسلمانند ، اينها هم مسلمانند . همچنان كه رعايت حال اينها بر ما واجب بود رسيدگى به وضع آنها نيز بر ما واجب است . »
همچنين دستور داد تا در آن نقاط خوراكهائى را كه در مهمانسراها و آشپزخانههاى او مىپختند ارزانتر از خوراكهاى ديگران به مردم بفروشند .
اين دستور را به كار بستند .
در نتيجه ، قيمتها بيش از آنچه اول بود پائين آمد . هنگامى كه او به خلافت رسيد قيمت غله در موصل از قرار هر مكوك يك دينار و سه قيراط بود و پس از اندك مدتى هر چهار مكوك يك دينار شد .
همچنين بهاى خوراكىهاى ديگر مانند خرما و شيره و برنج و كنجد و غيره پائين آمد .
خداى بزرگ او را مدد كند و يارى دهد و نگاه دارد زيرا در اين زمانهء فاسد وجود چنين خليفهء صالحى از نوادر است .
از او سخنى شنيدم كه مرا به راستى در شگفتى انداخت . آن هم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥