حتى شنيدم كه موشها را مىگرفتند و مىخوردند .
بدين گونه زيستند و در برابر جلال الدين ايستادگى كردند و پايدارى و صبرى نشان دادند كه هيچكس بدان نمىرسيد .
لشكريان جلال الدين از آن نواحى جز خلاط جاى ديگرى را نگرفته بودند . از اين رو ، همين كه خلاط را ويران ساختند و در كشتار مردم زيادهروى كردند ، هر كس كه جان بدر برد به شهرهاى ديگر گريخت .
سربازان پيروزمند به زنان دست درازى كردند و فرزندان را به بردگى گرفتند و همه را فروختند .
هيچ بلائى نبود كه بر سر مردم نياوردند و در همه جا پراكنده شدند و دارائى مردم را به يغما بردند و كارى كردند كه همانندش شنيده نشده بود .
از اين رو خداى بزرگ جلال الدين را زياد مهلت نداد و در پيكار ميان مسلمانان و مغولان شكستى بر او وارد آمد كه ما به خواست خداوند در جاى خود به شرح آن خواهيم پرداخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٤