غيبت را مثل زد ، گفت : ايحبّ احدكم ان يأكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه ، خواهد يكى [ از ] ( 1 ) شما كه گوشت برادرش خورد در آن حال كه مرده باشد ؟ نخواهى ( 2 ) به هيچ حال .
كهمس گفت از ميمون بن شاه ( 3 ) شنيدم - و اين ميمون را بر حسن بصرى تفضيل دهند اصحاب اخبار و گويند ميمون كسانى را ديد كه حسن نديد - او گفت : در خواب ديدم شبى ( 4 ) زنكى مرده ( 5 ) را بياوردند و پيش من نهادند و گفتند :
بخور . گفتم : چگونه خورم گوشت مردار ؟ گفتند : چنان كه غيبت كردى فلان را .
گفتم : و اللَّه كه من در او خير و شر نگفتم . گفتند : نه ، پيش تو او را غيبت مىكردند و تو مىشنيدى . گفتم : توبه كردم كه ( 6 ) غيبت نكنم و رها نكنم ( 7 ) تا پيش من كسى را غيبت كنند . رسول - عليه السلام - گفت :
السّامع للغيبة كاحد المغتابين
، گفت : شنوندهء غيبت يكى باشد از غيبت كنان .
حكايت كردند از بعضى ( 8 ) صالحان كه در فلان گورستان نشسته بودم ( 9 ) ، مردى جوان ( 10 ) جلد بگذشت به ما ، گفتم ( 11 ) : اين و امثال اين و بال باشند ( 12 ) بر مردمان . چون شب در آمد بخفتم . در خواب ديدم كه : آن مرد را بياوردندى بر جنازهاى نهاده و پيش من بنهادندى و كاردى به دست من داد [ ند ] ( 13 ) ى گفتندى ( 14 ) بخور [ 16 - ر ] . گفتم : يا سبحان اللَّه ، چند سال است كه گوشت حيوانات نخوردهام ،
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : نخواهيد .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : ميمون شاه .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : شبى من در خواب ديدم .
( 5 ) . كا : شبى مردهاى .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : تا .
( 7 ) . آد ، گا : نگذارم .
( 8 ) . آد ، گا : يكى از .
( 9 ) . آد ، گا : نشسته بوديم .
( 10 ) . كا : جوانى .
( 11 ) . آد ، گا : من گفتم ، گا : گفتيم .
( 12 ) . آد ، كا ، گا : باشد .
( 13 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 14 ) . آد ، كا ، گا و .