و بدل كرديم ايشان را به دو بستان ( 1 ) دو بستان خداوند ميوه اراك ( 2 ) و شورگز و چيزى از سدر اندك .
آن پاداشت داديم ايشان را به آن كفر كه كردند ( 3 ) و پاداشت دهند الَّا كفران بكردند آن را ( 4 ) ؟
و كرديم ميان ايشان و ميان آن شهرها ( 5 ) كه بركه - كرديم در آن دههاى پيدا و بينداختيم در آن جا رفتن ، روى ( 6 ) در او شبها و روزها ايمن ( 7 ) .
[ 22 - ر ] گفتند : خداى ما ! دور كن ميان سفر ما و بيداد كردند ( 8 ) بر خود كرديم ايشان را حديثها عبرت و بپراگنديم ايشان را هر پراگندنى ، در اين دلايلى هست هر صبر كنندهى شكر كنندهاى ( 9 ) را .
راست كر [ د ] بر ايشان ابليس گمانش پى او گرفتند ( 10 ) مگر گروهى از گرويدگان .
نبود او را بر ايشان هيچ حجّتى مگر تا بدانيم آن را بگرود ( 11 ) به سراى باز پسين از آن كه او از آن در گمان است ، و خداى تو بر همه چيزى نگهبان است .
بگو : بخوانى آنان را كه
هامش
( 1 ) - دا : دوبستان ايشان .
( 2 ) - دا : خمط ، آج ، لب : با خار .
( 3 ) - دا : بدانچه كافر شدند .
( 4 ) - دا : و هيچ پاداشت دهند مگر كفران كننده را ؟
( 5 ) - دا : ديهها .
( 6 ) - دا : و گفتيم به روى .
( 7 ) - دا : امن .
( 8 ) - دا : ظلم كردند .
( 9 ) - دا : سپاس دارنده .
( 10 ) - دا : پسروى كرد او را .
( 11 ) - دا : تا بدانيم كه كى بگرود .