ايشان عذاب آتش دوزخ بود . * ( لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا ) * ، روزگار بر ايشان به سر نيارند ( 1 ) تا بميرند و باز رهند . و روا بود كه معنى آن است كه حكم نكنند بر ايشان به مرگ تا بميرند و از عذاب برهند و عذاب از ايشان تخفيف نكنند . آنگه گفت : ما جز او پاداشت هر كافر نعمه ( 2 ) چنين دهيم . جملهء قرّا « نجزى » خواندند به « نون » ، مگر ابو عمرو كه او « يجزى » خواند به « يا » مضموم و فتح « زا » على الفعل المجهول .
آنگه گفت : * ( وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها ) * ، گفت ايشان بانگ مىدارند در دوزخ . و اصطراخ ، افتعال باشد من الصّراخ ، و مستغيث و مغيث را هر دو را صارخ گويند ، و در مستغيث شايعتر است .
[ قال : إلَّا صارخا غير اعجما
( 3 ) ] ( 4 ) قال الشّاعر ( 5 ) :
انّا ، اذا ما اتانا صارخ فزع
كا [ ن ] ( 6 ) الصّراخ له قرع الظَّنابيب
* ( رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً ) * ، اى يقولون : ربّنا اخرجنا ، مىگويند : خداى ما بيرون بر ما را از اين جا تا ما عمل صالح كنيم جز آن عمل كه كرديم ( 7 ) . تا به اين جا حكايت كلام اهل دوزخ است .
آنگه حق تعالى گفت : * ( أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ) * ، نه ما عمر داديم شما را چندانى كه انديشه تواند ( 8 ) كردن . آن كه خواهد كه انديشه كند . و اين استفهام بر سبيل تقرير و تقريع است . * ( وَجاءَكُمُ النَّذِيرُ ) * ، و به شما آمده ترساننده ( 9 ) . خلاف كردند در مقدار اين عمر ، قتاده و كلبى گفتند : هژده ( 10 ) سال باشد ، حسن بصرى گفت : چهل سال باشد ، عبد اللَّه عبّاس گفت : شست ( 11 ) سال باشد . او روايت كرد از رسول - عليه السّلام - [ 46 - ر ] كه او گفت : چون روز قيامت باشد ندا كنند كه :
( اين ابناء الستين ) ،
كجااند ، آنان كه عمر ايشان شست ( 12 ) سال بود ؟ آنگه گفت : اينان آنانند كه خداى
هامش
( 1 ) - دا : به سر نيايد .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : نعمت .
( 3 ) - آج ، لب : اعجبا .
( 4 ) - اساس و آب : ندارد ، از دا افزوده شد .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : قال آخر .
( 6 ) - از دا افزوده شد .
( 7 ) - دا : مىكرديم .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : توانيد .
( 9 ) - دا : ترسانندهاى .
( 10 ) - آج : هشتده ، لب : هشده .
( 12 - 11 ) - آج ، لب : شصت .