قوله : * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً ) * ( 1 ) * ( . . . ) * ، و امّا و اذكر لوطا ، و ياد كن اى محمّد لوط را چون گفت : * ( أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ) * ، شما مىكنى كار زشت ، يعنى لواطه ( 2 ) ؟ * ( وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ ) * ، « واو » حال است ، و شما مىبينى و مىدانى كه آن فعل زشت و منكر است . گفتند ، معنى آن است كه : شما در آن حال يكديگر را مىبينى ، چه ايشان را عادت بود كه اين فعل از يكديگر پنهان نداشتندى ، به حضور يكديگر مشتغل ( 3 ) بودندى .
آنگه فاحشه را بيان كرد ، گفت : مواقعه و خلوت مىكنى با مردان دون زنان ، بل شما گروهى جاهلانى . و اتيان ، كنايت است از مواقعه ، يقال : اتيت المرأة اذا اوقعتها .
* ( فَما كانَ جَوابَ قَوْمِه إِلَّا أَنْ قالُوا ) * ، جواب ايشان جز اين نبود كه لوط را و قومش را از شهر برون ( 4 ) كنى كه ايشان مردمانىاند كه از اين كار ما كه لواطت ( 5 ) است پاكيزگى مىنمايند و به اين كار مشغول نمىشوند ، و جواب منصوب است بر خبر « كان » مقدّم بر اسم . و * ( أَنْ قالُوا ) * ، در محلّ رفع است به اسم او ، و مثله : ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ( 6 ) . . . ، و مانند اين بسيار است .
* ( فَأَنْجَيْناه وَأَهْلَه ) * ، ما لوط را و اهل دين او را برهانيديم مگر زن او را . تقدير چنان كرديم كه او از جملهء باقيان بود در عذاب ، و گفتند : از جمله گذشتگان ( 7 ) و رفتگان بود در ميان هلاك شدگان . و « غابر » هم ماضى باشد و هم باقى ، و اگر چه زن لوط از آنان نبود كه به لو [ ا ] ( 8 ) ط ( 9 ) مشغول بودى ( 10 ) ، كافره بود و راضى به فعل ايشان ( 11 ) ، و خيانت بكردى با لوط به خبر دادن قوم چون گروهى غريبان به لوط فرود آمدندى .
* ( وَأَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً ) * ، و باران عذاب از سنگ بر ايشان بارانيديم .
هامش
( 1 ) . سوره نمل ( 27 ) آيهء 45 .
( 2 ) . آل : لواط .
( 3 ) . كا : مشغول .
( 4 ) . آب ، آز ، آل ، مش ، كا : بيرون .
( 5 ) . آج ، آل : لواط ، كا : لواطه .
( 6 ) . سورهء جاثيه ( 45 ) آيهء 25 .
( 7 ) . آط : گذشتگان .
( 8 ) . آط : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 9 ) . آب ، آز ، مش : كه به غير لوط .
( 10 ) . آج ، آل : بودندى .
( 11 ) . آب بود .