آن است كه : گندم كه بنهد به دو پاره بكند تا بنرويد ، و گشنيز به چهار پاره بكند ، چه ( 1 ) اگر ( 2 ) به دو پاره بكند هم برويد ( 3 ) . آن كه اين داند روا بود ( 4 ) كه حطم داند و جهت مضرّت ؟ و قوله : * ( قالَتْ نَمْلَةٌ ) * ، بعضى گفتند : از آن منطق بود كه سليمان را بياموختند ، چنان كه شاعر گفت - شعر :
عجبت لها انّى يكون غناؤها
فصيحا و لم تفتح ( 5 ) بمنطقها ( 6 ) فما ( 7 )
و گفتند : قول مجاز است ، اشارتى كرد كه ايشان عند آن بدانستند كه احتراز مىبايد كردن ، چنان كه شاعر گفت - شعر :
امتلأ الحوض و قال قطني
مهلا رويدا قد ملاءت بطني
و قوله : قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ( 8 ) .
قوله : و تفقد الطير ، و بجست سليمان مرغ را . تفقّد ، طلب مفقود باشد به استقصا .
و مراد به مرغ ، هد هد است . چون نيافت او را ، گفت : مالى ، چيست مرا كه هد هد را نمىبينم .
ابن كثير و عاصم و كسائى و ايّوب خواندند اين جا : « مالى » به فتح « يا » ، و در سورت « يس » : ما لِيَ لا أَعْبُدُ ( 9 ) .
و ابو عمرو اين جا ساكن خواند و در « يس » مفتوح ، و فرق كرد ميان اين « ما » و آن « ما » ، گفت : اين استفهام است ، و آن استفهام است به معنى جحد . * ( أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ ) * ، يا او از جملهء غايبان است . و گفتند ( 10 ) : به معنى « بل » است ، و گفتند :
« ميم » صله است و معنى آن است كه : اكان من الغائبين .
آنگه گفت : * ( لأُعَذِّبَنَّه عَذاباً شَدِيداً ) * ، من او را عذابى سخت كنم . مفسّران در آن عذاب خلاف كردند ، بعضى گفتند : پرهايش بكنم و دنبالش و ( 11 ) بيندازم او را جايى كه خانهء مورچه باشد تا او را مىگزند . و عبد اللَّه شدّاد گفت : پرش بكنم و در آفتابش
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : كه .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، آل اين .
( 4 - 3 ) . آج آل كه سليمان را بياموختند .
( 5 ) . آط ، آب ، آز ، تفغر ، آج ، آل : تغفر .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، مش : لمنطقها .
( 7 ) . آب ، آز ، مش : فيها ، آل : فها .
( 8 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 9 ) . سورهء يس ( 36 ) آيهء 22 .
( 10 ) . كا ام .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : ندارد .