پيغامبران تو به ( 1 ) من بگذشت و جماعتى ( 2 ) انبيا و اوليا و مؤمنان با او ، فرو نيامد ( 3 ) و اين جا نماز نكرد ( 4 ) ، و پيرامن من بت مىپرستند ( 5 ) .
حق تعالى گفت : انديشه مدار كه من چنان سازم كه پيرامن تو چندانى ركوع و سجود كنند ، و ذكر و تسبيح من كنند كه آن را حدّى نبود . و پيغامبرى را در آخر الزّمان بفرستم كه تو را قبلهء او كنم ( 6 ) كه او و امّت او در نماز روى ( 7 ) به تو آرند ، و به حجّ و زيارت قصد تو كنند ، و از اقصاى عالم روى ( 8 ) به تو نهند چنان كه مرغان روى به آشيانهء خود نهند ، و ياسهء ايشان به تو چنان باشد كه حنين شتر به بچّهايش ، و مادر ( 9 ) به فرزندش ، و تو را پاك كنم ( 10 ) از بتان و بت پرستان .
سليمان - عليه السّلام - از آن جا بگذشت به وادى السدير ( 11 ) - و آن واديى است در طايف - از آن جا به وادى النمل آمد .
قتاده و مقاتل گفتند : وادى النمل به شام است ، و سليمان - عليه السّلام - يك روز آن جا رسيد با لشكر ( 12 ) ، بر بساط نبود بر زمين ( 13 ) مىرفت بر پشت اسب ، * ( قالَتْ نَمْلَةٌ ) * ، مورچهاى گفت - و گفتند : او رئيس و پيشواى مورچگان بود - و چندان بود كه گوسپندى بزرگ ، و پر داشت .
نوف الحميريّ گفت : چند گرگى بود .
ضحّاك گفت : نام او « طاخيه » ( 14 ) بود ، به بالاى بلند ( 15 ) بر آمد و آواز ( 16 ) داد به مورچگان : * ( يا أَيُّهَا النَّمْلُ ) * ( 17 ) * ( ) * ، اى مورچگان ! در خانهها شويد كه نبايد كه سليمان و لشكرش شما را در پاى شكنند ، و ايشان بىخبر باشند . باد اين سخن به گوش سليمان برسانيد ، سليمان - عليه السّلام - بخنديد از اين گفتار ، و كس فرستاد و آن
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : بر .
( 2 ) . كا از .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : فرود نيامدند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : نكردند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مىپرستيدند .
( 6 ) . آل : سازم .
( 8 - 7 ) . كا را .
( 9 ) . آل : انس و مادر ، چاپ شعرانى ( 8 / 388 ) : و انس مادر .
( 10 ) . آط ، آج ، آل : پاك كند .
( 11 ) . كا آمد .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : لشكرى .
( 13 ) . كا سوار .
( 14 ) . آط ، آب ، آز ، مش : طاحه ، آج ، آل : طلحه .
( 15 ) . كا : بلندى .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا و آل در .
( 17 ) . آب ، آز ، كا ادخلوا مساكنكم .