من رسيد آنچه گفتى و براى آن فرود آمدم تا تو را اين بگويم ، نگر ( 1 ) تمنّاى اين نكنى كه ثواب يك تسبيح كه بندهء مؤمن از دل بگويد بنزديك خداى تعالى بيش از اين و به از اين باشد . مرد گفت : [ 168 - پ ] خداى تعالى غمانت ( 2 ) ببراد ( 3 ) چنان كه غم ( 4 ) من ببردى به اين گفتار .
مبرد گفت : هر چه از خويشتن ابانت كند ، عرب و را ناطق و متكلَّم خوانند بر توسّع ، چنان كه رؤبه گفت :
لو انني علَّمت ( 5 ) علم الحكل
علم سليمان كلام النمل
* ( حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ ) * ، تا آنگه كه آمدند به ( 6 ) وادى مور ( 7 ) .
وهب منبّه گفت از كعب الاحبار ، كه او گفت : سليمان - عليه السّلام - چون بر نشستى ، جمله خدم و حشم را با خود ببردى ، و در پيش بساط او ايشان را بساطى بود كه بر آن جا هر كس به كار خود ( 8 ) مشغول بودى از نان پختن و طبخ كردن . و بر آن بساط ميدانى بود كه بر او اسبان تاختندى ، و باد ايشان را برگرفتى و آن جا بردى كه سليمان - عليه السّلام - فرمودى .
يك روز باد را فرمود تا او را از اصطخر ( 9 ) بر گرفت تا به يمن برد . در راه به مدينهء رسول بگذشت ، گفت : اين سراى هجرت پيغامبرى است در آخر زمان ، خنك آن را ( 10 ) كه او را دريابد و به او ايمان آرد و او را متابعت كند و به او اقتدار كند .
چون به مكّه رسيد ، پيرامن ( 11 ) خانهء كعبه بت مىپرستيدند . سليمان ( 12 ) آن جا بگذشت ، خانهء كعبه در ( 13 ) خداى بناليد - و اين يا بر طريق توسّع باشد و مجاز ، يا حوالت بر فريشتگان موكّل باشد كه بر خانه هستند ( 14 ) - گفت : بار خدايا ! پيغامبرى از
هامش
( 1 ) . آب ، آج ، آل ، كا تا ، آز ، مش كه .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش ، كا : غمهايت .
( 3 ) . همه نسخه بدلها ، بجز كا : ببرد .
( 4 ) . كا : غمهاى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : اوتيت ، لسان العرب ( 11 / 162 ) : اعطيت .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : بر .
( 7 ) . كا : نمل مورچه .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : خويش .
( 9 ) . كا : اطخن .
( 10 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 11 ) . كا : برابر .
( 12 ) . آج ، آل از .
( 13 ) . آب : به خداى .
( 14 ) . كا كعبه .