حاضر بود ، بيامد و خويشتن در معركه افگند و قتالى كرد سخت تا آنگه كه او را بكشتند .
و عايشه [ 248 - ر ] گفت : آيت در طلحة بن عبيد اللَّه آمد . و عامّه مفسّران و جمهور اصحاب اخبار بر آنند كه : آيت در امير المؤمنين على - عليه السّلام - آمد و عبيده حارث و حمزة بن عبد المطَّلب و جعفر بن ابي طالب - رضى اللَّه عنهم . * ( فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه ) * عبيدهء حارث است كه او را به بدر شهيد كردند - و قصّه او رفته است - و حمزهء عبد المطَّلب است كه او را به احد بكشتند ، و آن نيز رفته است ، و جعفر بن ابي طالب ( 1 ) كه او را به موته بكشتند .
و راويان اخبار گويند كه : چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - جعفر ابو طالب ( 2 ) را به مؤته نامزد كرد ( 3 ) ، او را وصايت كرد به تقوى و احتياط و حراست لشكر و صبر كردن بر كارزار ، او برفت تا به مؤته رسيد . دشمن پيش آمد آن جا و در كارزار گرفتند ، و چون چند تن را بكشتند از بزرگان لشكر او ( 4 ) ، او رايت به دست گرفت و به نفس ( 5 ) خود به كارزار گاه ( 6 ) رفت ، جبريل آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! جعفر در كارزار است ، و به يك روايت او را به ( 7 ) كوهى بلند برد و خداى تعالى شعاع او قوى بكرد تا او را مىنگرد و معركهء ايشان مىديد و مبارزت شجاعان ، تا آنگه كه جعفر بيرون آمد رايت به دست گرفته و كارزار مىكرد تا چند مبارز را بيفگند . آنگه ملعونى در آمد و تيغى بزد و دست راست او بيفگند ، او رايت به دست چپ گرفت ( 8 ) و مىگفت - شعر :
لا بأس لمّا ( 9 ) قطعت يميني
معي شمالي و اقوّي ( 10 ) ديني
فاليوم ( 11 ) يبدو غرر ( 12 ) السّمين
و يعرف المهزول ( 13 ) بعد حين
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش است .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : جعفر بن ابى طالب .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش و .
( 4 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . مش : به ذات .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : كارزار .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : روايت آن است كه رسول را عليه السلام به .
( 8 ) . آط ، آج ، لب و كارزار مىكرد تا چند مبارز بيفگند .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : لمن ، چاپ شعرانى ( 9 / 130 ) : لي ان .
( 10 ) . اساس : به صورت : « و وقوى » هم خوانده مىشود .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : اليوم .
( 12 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 130 ) : غرّة .
( 13 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 130 ) : المهزوم .