كشتن و آنگاه ندهند شما را برخوردارى ( 1 ) مگر اندكى .
بگو يا محمّد كيست آن كه نگاه دارد شما را از خداى اگر خواهد به شما بدى ، يا خواهد به شما رحمت ، و نه ياوند ( 2 ) ايشان را ( 3 ) از جز خداى دوستى و نه يارى ( 4 ) .
بدرستى كه مىداند خداى باز دارندگان از حرب از شما ( 5 ) و گويندگان به برادران ( 6 ) خويش را فراتر آييد سوى ما ، و نيايند به جنگ مگر اندكى .
بخيلانند بر شما پس چون آيد ( 7 ) بيم و ترس بينى ( 8 ) تو ايشان را مىنگرند سوى تو ( 9 ) يا محمّد مىگردد ( 10 ) چشمهاى ايشان چون آن كس كه پوشيده شود حال بر او ( 11 ) از بيم مرگ ، چون بشود بيم و ترس رنجه دارند شما را ( 12 ) به زفانهاى ( 13 ) تيز بخيلانند بر نيكى ، ايشان ايمان نه آوردهاند ، پس باطل گردانيد خداى تعالى كردارهاى ايشان و هست آن بر خداى تعالى آسان .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : و آنگاه بر خوردارى نگيرند ، آب ، مش : و آن هنگام بر خوردارى نمىيابند .
( 2 ) . نه ياوند / نيابند .
( 3 ) . آب ، مش : نمىيابند براى خود .
( 4 ) . آب ، مش : يارى كننده .
( 5 ) . آط ، آج : باز دارندگان را از شما ، آب ، مش : از كار باز دارندگان را از شما .
( 6 ) . آط ، آج ، لب : مر برادران .
( 7 ) . اساس : به صورت « آمد » نيز خوانده مىشود .
( 8 ) . آط : بينى .
( 9 ) . آب ، مش : نظر مىكنند به تو .
( 10 ) . آب ، مش : در مىگردد .
( 11 ) . آط : پوشنده بر او ، آب ، مش : غش شود بر او ، آج ، لب : رسيده بر او .
( 12 ) . آط : دراز زبانى كنند .
( 13 ) . آط ، آج ، لب : دراز زبانى كنند به زبان ، آب : كار زار در شما كشند زبانها .