شما مىكنيد آگاه است .
و توكّل كن بر خداى ، و بسنده است به خداى كارگزار ( 1 ) .
نكرد ( 2 ) خداى - عزّ و جلّ - مردى را از دو دل در ميان او ( 3 ) و نكرد ( 4 ) زنان شما را آنها كه مىگويند فرا ايشان تو بر من چون پشت مادر منى از ايشان ( 5 ) مادران شما ، و نكرد ( 6 ) پسر خواندهاى بيگانه را فرزند شما ( 7 ) ، آن است كه گفتار شما به دهنهاى شما ، و خداى مىگويد حق و راستى و او بنمايد راه .
خوانيد ( 8 ) ايشان را پدران ايشان را ( 9 ) ، آن راست تر ( 10 ) نزديك خداى ، پس اگر ندانيد ( 11 ) پدران ايشان را برادران شما باشند در دين و دوستان و ياران شما ( 12 ) ، و نيست بر شما بزه در آنچه خطا كنيد ( 13 ) بدان ، و لكن آنچه قصد كند ( 14 ) دلهاى شما ، و هست ( 15 ) خداى - جلّ جلاله - آمرزنده و بخشاينده .
پيغامبر - عليه السّلام - سزاوارتر است به
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : نگاهبان ، آب ، مش : به وكالت .
( 6 - 4 - 2 ) . اساس : نه كرد / نكرد .
( 3 ) . آط : اندر شكم او ، آب ، مش : در اندرون او .
( 5 ) . آط ، مش : زنان شما آن كه اظهار مىكنيد از ايشان ، آب : جفتهاى شما را آن كه اظهار مىكنيد از ايشان .
( 7 ) . آط ، آج ، لب : و نكرد به خواندن شما پسران شما ، آب : و نگردانيد پسر خواندگان شما پسران شما .
( 8 ) . آط ، آب : بخوانيد .
( 9 ) . آط : شما مر پدران ايشان ، مش : بخوانيد ايشان را به پدران ايشان .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : بادادتر .
( 11 ) . آب ، مش : اگر نمىدانيد .
( 12 ) . مش : در دين و از او كودكان شمااند .
( 13 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : خطا كرديد .
( 14 ) . آط : عمدا كرد ، آب : بعمدا كند .
( 15 ) . آب ، مش : بود كه .