مؤمنان را و بجنبانيدندشان جنبانيدنى سخت .
و چون مىگفتند منافقان و آن كسها ( 1 ) در دلهاى ايشان بيمارى شك بود ، نكرده وعده ( 2 ) ما را خداى و رسول او مگر فريفتن ( 3 ) .
و چون گفتند گروهى از منافقان ( 4 ) اى اهل مدينه نيست جاى نشستن ( 5 ) شما را باز گرديد و دستورى مىخواست گروهى ( 6 ) از ايشان از پيغامبر مىگفتند بدرستى كه خانههاى ما بيرون از شهر است و تنهاست ، ترسيم از دزد ( 7 ) ، و نيست آن چنان كه مىگويند ( 8 ) ، نمىخواهند مگر گريختن .
و اگر در آيند ( 9 ) بر ايشان از كنارههاى آن پس خواهند از منافقان فتنه ، بدهند آن را و نكنند درنگ به مدينه ( 10 ) مگر اندكى .
و بدرستى كه بودند عهد كردند با خداى از پيش كه بر نگردانند ( 11 ) پشتها ، و باشد عهد خداى ( 12 ) پرسيده ( 13 ) .
بگو يا محمّد نكند سود شما را گريختن اگر بگريزيد شما از مرگ يا
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : آنان كه .
( 2 ) . آب ، مش : وعده نداد .
( 3 ) . آب : فريفتنى ، مش : بفريفتن .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : از ايشان .
( 5 ) . آط ، آج ، لب : نيست بودن مر .
( 6 ) . آط ، آج ، لب : دستورى دهيد قومى را ، مش : اذن مىخواهند فرقه .
( 7 ) . آط ، آج ، لب : خانههاى ما برهنه است ، آب ، مش : خانههاى ما عورت است .
( 8 ) . آط ، آج ، لب : و نيست آن برهنه ، آب ، مش : و نيست آن عورت .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : در شوند .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : بدان .
( 11 ) . آب ، مش به .
( 12 ) . آط : و بودند عهد خداى را .
( 13 ) . آب ، مش : سؤال كرده .