درشت سخت ( 1 ) ، پس بيرون آريم بدان كشت ( 2 ) ، مىخورد ( 3 ) از آن چهار پايان ( 4 ) ايشان و تنهاى ايشان ، اى ( 5 ) نمىبينند !
و مىگويند كى بود ( 6 ) اين فتح و نصرت اگر هستيد شما راست گويان [ 235 - ر ] .
بگو يا محمّد روز فتح ( 7 ) نكند سود آنان را كه كافر شدند ايمان آوردن ايشان ، و نه ايشان را زمان دهند ( 8 ) .
روى بگردان از ايشان و چشم مىدار اين روز را كه ايشان چشم مىدارند هلاك تو را ( 9 ) .
قوله ( 10 ) : * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ) * ، گفت : آن كس كه مؤمن باشد چنان بود كه آن كس كه فاسق باشد ؟ با هم راست نباشند .
مفسّران گفتند : آيت در ( 11 ) امير المؤمنين على آمد ، و الوليد بن عقبة بن ابي معيط - كه برادر عثمان بود از مادر - و سبب نزولش آن بود كه : ميان ايشان چيزى برفت . وليد على را گفت : تو كودكى ، و انا ابسط منك لسانا و احدّ سنانا و املأ منك حشوا فى الكتيبة ، و من از تو به زبان فصيحترم ، و به سنان تيزتر ، و در ميان لشكر از تو پايدارتر .
امير المؤمنين او را گفت :
اسكت ! فانّك فاسق
، خاموش باش كه تو فاسقى .
خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ) * ، آن كس كه مؤمن بود چنان بود ( 12 ) كه آن كس كه فاسق باشد ؟ راست نباشد . و براى آن گفت : « لا يستوون » ، و « لا يستويان » نگفت كه آيت اگر چه در ايشان ( 13 ) آمد ، حكم آيت عام است در جملهء مكلَّفان ، هيچ فاسق با هيچ مؤمن راست
هامش
( 1 ) . آط ، لب : به زمين خشك ، آب : بى نبات .
( 2 ) . آط ، لب : كشتى ، آب ، مش : كشت را .
( 3 ) . آط ، لب : تا بخورد ، آب ، مش : مىخورند .
( 4 ) . آب : چارپايان .
( 5 ) . آب ، مش : آيا .
( 6 ) . لب : كجا باشد .
( 7 ) . آط ، لب مكّه .
( 8 ) . آط ، لب : در نگرند .
( 9 ) . آب : كه ايشان انتظار كنندگاناند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها تعالى .
( 11 ) . آب شأن .
( 12 ) . آط ، آب ، لب : باشد .
( 13 ) . آط ، آب ، لب ، مش ، كا دو .