مىترسند و گاه به رحمتش اميد مىدارند . * ( وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ) * ، و از آنچه ما ايشان را روزى كرده باشيم نفقه كنند .
آنگه حق تعالى براى ترغيب و تحريص مؤمنان و ساير مكلَّفان بر افعال خير گفت : * ( فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ) * ، هيچ كس نداند . * ( ما أُخْفِيَ لَهُمْ ) * ، كه چه نهادهاند و خبيه ( 1 ) كرده ( 2 ) براى او ( 3 ) از ثوابى و نعمتى كه چشم او به آن روشن شود . و « ما » ، موصوله است . و گفتند : ابهامى ، و اين ابهامى ( 4 ) است كه بر سبيل تعظيم .
حمزه و يعقوب خواندند : « ما اخفى » به اسكان « يا » على انّه مضارع اخفيت ، كه چه خواهم نهادن و بجاردن ( 5 ) براى ايشان . و قوّت اين قراءت حرف عبد اللَّه مسعود است كه او خواند : « نخفى » ، على انّه مضارع اخفينا .
و محمّد بن كعب در شاذّ خواند : اخفى على لفظ الماضي اضافة الى اللَّه ، يعنى اخفى اللَّه . و باقى قرّاء خواندند : اخفى على ما لم يسمّ فاعله من الماضي .
ابو صالح روايت كرد از ابو هريره از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على إله - كه او گفت ، خداى تعالى گفت :
اعددت لعبادى الصّالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر
، گفت : نهادهام براى بندگان صالح آنچه هيچ چشم چنان ديده نيست ( 6 ) ، و هيچ گوش چنان شنيده نيست ( 7 ) ، و بر خاطر هيچ آدمى چنان گذشته نيست ، از آنچه كس را بر آن اطلاع ندادند ( 8 ) .
آنگه رسول را ( 9 ) - عليه السّلام - گفت : اگر خواهى اين آيت بخوانى : * ( فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ . ) *
عبد اللَّه مسعود گفت : در توريت نبشته است ( 10 ) : لقد اعدّ اللَّه للَّذين تتجافى جنوبهم عن المضاجع مالا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ، و لا يعلمه ملك مقرّب ، و انّه لفى القران : * ( فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ) * ، گفت :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : خفيه .
( 2 ) . آج ، لب : كردهاند .
( 3 ) . مش : ايشان .
( 4 ) . آج ، لب : ابهام .
( 5 ) . اساس : بدون نقطه ، آط ، آب ، آج ، لب : بجاردن .
( 6 ) . آج ، لب : چشم نديده است .
( 7 ) . آج ، لب : چنان نشنيده است .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ندادهاند .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 10 ) . آب : نوشتهاند ، ديگر نوشته : نوشته است .