آسمانهاست و آنچه در زمين است ، و تمام كرد بر شما نعمت ( 1 ) آشكار ( 2 ) و پنهان ، و از مردمان آن ( 3 ) كس است كه خصومت مىكند در خداى - جلّ و علا - بنادانى ، و نه راهى راست ، و نه كتابى روشن كننده .
و چون گويند ايشان را پسروى ( 4 ) كنيد آنچه فرو فرستاد خداى تعالى ، گويند ( 5 ) بل كه پسروى ( 6 ) كنيم آنچه يافتيم ما بر آن پدران خويش را ، اى نبود ( 7 ) ديومى خواند ( 8 ) ايشان را سوى عذاب آتش سوزان ؟ [ 225 - پ ] .
و هر كه قصد آن كند كه آنچه كند تقرّب به خداى كند و او را گردن نهد و هستى خود به خداى تسليم كند و او ( 9 ) نيكو كار بود ، بدرستى كه دست در زده باشد به گوشهء استوارترين و محكمترين ( 10 ) ، و به سوى خداى - سبحانه و تعالى - بايد سر انجام كارها .
و هر كه كافر شود مه كندا ( 11 ) اندوهگين تو را كافر شدن او ( 12 ) ، با ماست ( 13 ) باز گشت ايشان ، پس بياگاهانيم ايشان را بدانچه كردند ، بدرستى كه خداى - عزّ و جلّ - داناست بدانچه در دلها و سينههاست .
بر خوردارى دهيمشان ( 14 ) اندكى ،
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : نعمتى .
( 2 ) . آب ، آج ، لب ، مش : آشكارا ، آط : آشكارى .
( 3 ) . آط ، آج : ندارد .
( 6 - 4 ) . آج ، لب : پيروى .
( 5 ) . آب : گفتند .
( 7 ) . آط : و اگر ، آب : يا اگر باشد ، آج ، لب : و اگر چه ، مش : آيا اگر باشد .
( 8 ) . آط ، مش : كه خواند .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : و هر كه بسپارد رويش به خداى و او ، آب ، مش : و هر كه تسليم كند روى خود را به خداى و او .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : دست در زده باشد به بند استوارتر .
( 11 ) . مه كندا / نكند .
( 12 ) . آط ، آج ، لب : اندوه مدار به كفر او .
( 13 ) . آط : و اماست / با ماست .
( 14 ) . آط ، آج ، لب : دهيم ايشان را .