پس مضطرّ ( 1 ) گردانيم ايشان را سوى عذابى سخت بزرگ و درشت ( 2 ) .
و اگر بپرسى تو ايشان را كه آفريد ( 3 ) آسمانها و زمين را هر آينه گويند خداى سبحانه و تعالى ، بگو يا محمّد شكر و سپاس خداى را تعالى بل كه بيشتر ايشان ندانند .
خداى ( 4 ) راست آنچه در آسمانها و زمين است ، بدرستى كه خداى تعالى است بى نياز و ستوده .
و اگر آنچه در زمين است از درختان قلمها بودى كه بدان مىنوشتندى ، و درياها را مدد بودى ( 5 ) از پس آن هفت درياى ديگر كه آوردى ، بنه رسيدى ( 6 ) سخنهاى خداى تعالى ، بدرستى كه خداى تعالى بى همتاست و با حكمت ( 7 ) .
نيست آفرينش شما و نه بر انگيختن شما مگر چون تنى يكى ( 8 ) ، بدرستى كه خداى تبارك و تعالى شنوا و بيناست .
اى نمىبينى تو آن كه ( 9 ) خداى - عزّ و جلّ - در آورد ( 10 ) شب را در روز ، و در آورد ( 11 ) روز را در شب ، و رام بكرد آفتاب و ماه را ، هر يكى رام كرد تا مىرود ( 12 ) تا وقتى نام برده ( 13 ) ، بدرستى كه خداى - عزّ و جلّ - بدانچه مىكنيد آگاه است ؟
هامش
( 1 ) . آط : ملجا .
( 2 ) . آب ، مش : ايشان را به عذابى ستبر .
( 3 ) . آب ، مش : كه كيست كه آفريد .
( 4 ) . آب ، مش : مر خداى .
( 5 ) . آج ، لب : مداد كند .
( 6 ) . آب ، مش : فانى نشود .
( 7 ) . آط ، آج ، لب : محكم كار .
( 8 ) . آب ، مش : تنها .
( 9 ) . آب : آيا نمىديدى كه ، مش : آيا نديدى كه .
( 11 - 10 ) . آط ، آج ، لب : در آرد .
( 12 ) . آط ، آج ، لب : مىروند .
( 13 ) . آط : نام زده .