و به مدين ( 1 ) برادر ايشان شعيب را گفت : اى قوم بپرستى خداى را ، و اميد دارى به روز باز پسين ، و فساد مكنى در زمين تباهى كنندگان .
به دروغ داشتند او را ، بگرفت ( 2 ) ايشان را زلزله ( 3 ) در بامداد آمدند در سر ايشان مرده ( 4 ) .
و عاد را و ثمود را ، و روشن شد شما را از خانههاى ايشان و بياراست ايشان را ديو عملهاشان ، بازداشت ايشان را از راه و بودند طلب بصيرت كننده .
و قارون و فرعون و هامان آمد به ايشان موسى به حجّتها ، بزرگوارى كردند ( 5 ) در زمين و نبودند سبق برنده ( 6 ) .
همه را بگرفتيم به گناهشان ، از ايشان كس بود كه فرو فرستاديم بر او سنگ ( 7 ) ، كس ( 8 ) بود كه بگرفت بانگ ( 9 ) ، و از ايشان ( 10 ) كه فرو ( 11 ) برديم او را به زمين و غرق ( 12 ) كرديم ، و خداى تعالى ظلم نكرد بر ايشان ، و لكن ايشان بر تنهاى خود ظلم كردند .
مثل آنان كه گرفتند از جز خدا دوستان ، چون مثل عنكبوت ( 13 ) كه بگرفت خانه ، و ضعيفترين ( 14 ) خانهها خانه عنكبوت
هامش
( 1 ) . آب ، مش فرستاديم .
( 2 ) . آب ، مش : پس گرفت .
( 3 ) . آب ، مش : يك آواز .
( 4 ) . آج ، لب : فسرده .
( 5 ) . آب ، مش : تكبّر كردند .
( 6 ) . آب ، مش : نبودند سابقان ، آج ، لب : نبودند فوت شونده .
( 7 ) . آب ، مش : بر او باد سخت .
( 8 ) . آج ، لب : و از ايشان كس .
( 9 ) . آب ، مش : يك بانگ زدن .
( 10 ) . آج ، لب كس بود ، آب ، مش آن بود كه .
( 11 ) . آط برو ، كه زائد به نظر رسيد .
( 12 ) . آب : بعضى از ايشان آن بود كه .
( 13 ) . آب ، آج ، لب ، مش است .
( 14 ) . آب : سستترين .