بر ظرف ( 1 ) ، و معنى راجع است با معنى قراءت اوّل .
و حمزه خواند : مودّة بينكم ، به نصب ، بينكم ، مجرور به اضافت ، و نصب او بر مفعول له باشد ، و اين روايت حفص است عن عاصم .
و باقى قرّاء « مودّة بينكم » ، به نصب و تنوين و نصب « بين » ( 2 ) على الظَّرف ، و نصب « مودّة » هم بر مفعول له باشد ، چه ( 3 ) مفعول له هم معرفه باشد و هم نكره ، تقول :
فعلت ذلك مخافة الشّرّ و ضربته تأديبا له ، و معنى آيت آن ( 4 ) كه : شما اين بتان را كه مىپرستى براى مودّت و دوستى حيات دنياست ، به قيامت هيچ ثمره نبود آن را . * ( ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، پس روز قيامت كافر شوند بعضى به بعضى ، و لعنت كنند بهرى بهرى را ، و مثله قوله : الأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ ( 5 ) .
آنگه گفت : * ( وَمَأْواكُمُ النَّارُ ) * ، و مأوا و مصير شما كه بت پرستانى دوزخ باشد ، و شما را ناصرى ( 6 ) و يارى نباشد ( 7 ) .
* ( فَآمَنَ لَه لُوطٌ ) * ، ايمان آورد به ابراهيم - عليه السّلام - لوط . گفتند : اوّل كس كه به ابراهيم ايمان آورد ، لوط بود - عليهما السّلام ، چون ديد كه آتش بر او « برد و سلام » گشت . * ( وَقالَ ) * ، و گفت : يعنى ابراهيم - عليه السّلام : * ( إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي ) * ، من هجرت خواهم كردن به خداى - عزّ و جلّ . و هجرت او از ( 8 ) كوثى بود و آن سواد كوفه است ، از آن جا به حرّان رفت ، و از حرّان به شام ، و لوط با او بود .
بعضى گفتند : لوط برادر زادهء او بود ، و بعضى گفتند : خواهر زادهء او بود .
مقاتل گفت : ابراهيم را در وقت هجرت هفتاد و پنج سال ( 9 ) بود . * ( إِنَّه هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ، كه خداى من عزيز و حكيم است .
* ( وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ) * ، آنگه گفت : ما بداديم ابراهيم را اسحاق و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا است .
( 2 ) . آج ، لب ، مش ، كا : بينكم ، آط ، آب ، آز : بينك .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : خبر .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا است .
( 5 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 67 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : نصيرى .
( 7 ) . آط ، آب ، آز ، مش : ياورى نبود .
( 8 ) . اساس : « اول ز » ، كه به نظر مخدوش مىآيد ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 9 ) . آج ، لب : ساله .