و گفت فرعون اى گروه نمىدانم ( 1 ) من شما را از معبود و خداى جز من ، بيفروز ( 2 ) براى من اى هامان بر گل ، پس كن مرا كوشكى تا مگر من ديدور گردم ( 3 ) بر خداى موسى ، و بدرستى كه من گمان مىبرم او را از دروغزنان .
و گردن كشى و تكبّر ( 4 ) كردند او و لشكرهاى او اندر زمين بناحق ، و گمان بردند كه ايشان را سوى ما باز نگردانند ( 5 ) .
پس فرا گرفتيم او را و لشكر او را ، و در انداختيمشان در دريا ، پس بنگر كه چگونه بود سر انجام ستمكاران .
و كرديم ايشان را پيشوايانى كه مىخوانند ( 6 ) سوى آتش ، و روز قيامت يارى نكنندشان .
و لازم كرديم ( 7 ) ايشان را اندر اين جهان لعنت و نفرين ، و روز رستخيز ايشان سياه رويان ( 8 ) باشند .
و بدرستى كه بداديم ما موسى را - عليه السّلام - كتاب توريت از پس آن كه هلاك كرديم ما گروهان ( 9 ) پيشين را از توريت حجّتها بود ( 10 ) مردمان را و راهى راست و بخشايشى تا مگر ايشان پند پذيرند .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب ، آل : ندانستم ، مش : ندانم .
( 2 ) . آب ، مش : آتش كن .
( 3 ) . آب ، مش : مطَّلع گردم .
( 4 ) . آط ، آج ، لب ، آل : و بزرگوارى .
( 5 ) . اساس : نه گردانند ، آب ، آج ، لب ، آل : باز نخواهند گشت .
( 6 ) . آج ، لب ، آل به .
( 7 ) . آط : از پى ببرديم ، آب ، آج ، لب : از پى در آورديم .
( 8 ) . آط ، آج ، لب ، آل : ايشان از ملعونان ، آب ، مش : از زشتان .
( 9 ) . آب ، مش : قرنهاى .
( 10 ) . آب ، مش : بصيرتها براى .