موسى ، راست گفت و به آن خداى كه توريت به موسى فرستاد .
خلاف كردند در آن كه كدام دختر به او داد . وهب گفت : دختر مهين بود ، و روايتى كردند از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : دختر كهين بود .
مجاهد گفت : چون موسى - عليه السّلام - اجل ده سال به سر برد ، شعيب دختر با او داد ، ده سال ديگر بر شعيب مقام كرد ، بيست سال بر او بماند ، آنگه دستورى خواست تا با مصر شود به زيارت مادر ( 1 ) و خواهر ، شعيب دستورى داد .
موسى برخاست و اهل را بر گرفت و ( 2 ) مال و گوسپندان ( 3 ) و روى به مصر نهاد و ره راست رها كرد احتراز از ملوك شام ، و فصل زمستان بود و اهل او آبستن بود مقرب ( 4 ) ، و او تنها در بيابان مىرفت و ره ندانست . در راه كه مىرفت با كوه طور افتاد با جانب راست ، شبى تاريك بود و سرماى سخت ، زن را درد زادن بگرفت ، و آتش از آتش زنه فرو نيامد ( 5 ) ، چنان كه قصّه آن برفت . او نگاه كرد به جانب ( 6 ) طور ، آتشى ديد ، اهلش را گفت : درنگ كنى ( 7 ) كه من آتشى بديدم تا بروم و خبرى آرم يا پارهاى آتش ، و ذلك قوله : * ( أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ ) * . و در او سه لغت است : جذوة ، به فتح « جيم » و اين قراءت عاصم است ، و به ضمّ و آن قراءت حمزه است ، و كسر و آن قراءت باقى قرّاء است .
قتاده و مقاتل گفتند : جذوة ، چوبى نيم سوخته باشد ، و جمعه جذى ، قال الشّاعر - شعر :
باتت حواطب ليلى يلتمسن لها
جزل الجذى غير خوّار و لا دعر .
* ( لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ) * ، تا همانا شما گرم شوى .
* ( فَلَمَّا أَتاها ) * ( 8 ) * ( ) * ، چون موسى - عليه السّلام - به آتش رسيد ، * ( نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الأَيْمَنِ ) * ، ندا كردند او را از جانب راست وادى ، يقال : شاطى الوادى و حافة النّهر ( 9 ) ،
هامش
( 1 ) . آب ، آز : تا زيارت مادر و برادر .
( 2 ) . مش : با .
( 3 ) . آج ، لب ، آل ، كا : گوسفندان .
( 4 ) . كا : و وضع حمل نزديك آمده .
( 5 ) . آج ، لب ، آل : بيرون نيامد ، مش : بيرون نيامد چندان كه كرد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها كوه .
( 7 ) . آج ، لب : درنگى كن .
( 8 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : فلمّا جاءها ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 9 ) . لب : حافو النهر ، چاپ شعرانى ( 8 / 459 ) : ضافة النّهر .