مگوى اى انس كه من آن شنيدهام از رسول در حقّ ايشان كه گمان نبردم ( 1 ) هرگز كه ( 2 ) هيچ آدمى را باشد ! انس گفت ( 3 ) : آن چيست ( 4 ) ؟ گفت : شنيدم از رسول - عليه السّلام - كه گفت :
چون خداى تعالى خواست تا مرا بيافريند ، نطفهاى بيافريد از نورى سپيد و در صلب آدم نهاد ، آنگه مىگردانيد آن را از اصلاب طاهرين به ارحام مطهّرات ( 5 ) تا [ به ] ( 6 ) صلب عبد المطَّلب رسانيد ، [ آنگه ] ( 7 ) آن را به دو فرقه كرد : يك فرقه به عبد اللَّه داد ، و يك فرقه به ابو طالب . از عبد اللَّه من آمدم و از ابو طالب ( 8 ) على . آنگه نور من به فاطمه انتقال كرد . از على و فاطمه ، حسن و حسين آمدند و ايشان طاهر ( 9 ) مطهّرانند . امّا نطفهء من ( 10 ) به حسن انتقال كرد و نطفهء على به حسين افتاد ، آنگه از او انتقال مىافتد به ائمّه تا به دامن قيامت .
امّا كيفيّت تزويج بر سبيل اختصار گفته شود - ان شاء اللَّه ( 11 ) .
راويان اخبار روايت كردهاند از امير المؤمنين ( 12 ) و عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه عبّاس و جابر عبد اللَّه انصارى و انس مالك و براء بن عازب و امّ سلمه زوج النّبى ( 13 ) - عليه السّلام - كه ايشان گفتند به الفاظى مختلف و معانى متّفق كه : چون فاطمه - عليه السّلام - بالغ شد اكابر قريش از اهل سابقهء اسلام و شرف و مال ، به خواستن او برخاستند ( 14 ) . رسول - عليه السّلام همه را رد كرد و هر كسى را جوابى كرد ( 15 ) بر وجهى .
در جملهء خاطبان ابو بكر ( 16 ) بيامد و گفت : يا رسول اللَّه ! تو اسلام من و سابقه و صحبت ( 17 ) من دانى ، و آن كه من پيرىام از قريش ، و شنيدهام كه تو گفتى :
كلّ حسب
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها كه .
( 2 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها جابر .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : طاهرات .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 - 7 ) . همهء نسخه بدلها : ابو طالب .
( 9 ) . آط ، آب ، آز ، مش و .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : فاطمه .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها تعالى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها على .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : زوجة النّبى .
( 14 ) . آب ، آز ، آل ، مش : برخواستند .
( 15 ) . مش : جوابى داد .
( 16 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ابو بكر صديق ، اساس رضى اللَّه عنه .
( 17 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل : نصيحت .