آيت كه : خداى تعالى علقه شنبه ( 1 ) بيافريد و در صلب آدم نهاد ، آنگه از صلب آدم به صلب شيث رسانيد ، آنگه آن را مىگردانيد از اصلاب طاهرين به ارحام مطهّرات ، آنگه آن را ببخشيد و دو نيمه كرد ، يك نيمه در صلب عبد اللَّه نهاد و يك نيمه ( 2 ) در صلب ابو طالب . از نيمهء اوّل و فاضلتر مرا آفريد كه محمّدم ، و مرا نبوّت و رسالت و كتاب داد ، و از نيمهء ديگر على را آفريد و او را طهارت و شجاعت و وصيّت داد ، فذلك قول اللَّه تعالى : * ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَه نَسَباً وَصِهْراً وَكانَ رَبُّكَ قَدِيراً ) * ،
فانا و علىّ خلقنا من نور واحد
، مرا و على را از يك نور آفريدهاند .
ابو الحسن علىّ بن محمّد بن حمدويه القزوينى ( 3 ) روايت كرد از ابو احمد بن سليمان ( 4 ) الغازى عن الرّضا - عليه السّلام - عن آبائه - عليهم السّلام - از ( 5 ) امير المؤمنين علىّ - عليه السّلام - كه او گفت [ رسول - عليه السّلام ] ( 6 ) مرا [ گفت ] ( 7 ) :
يا علىّ اعطيت ثلاثا لم اعطها اعطيت صهرا ( 8 ) مثلي و لم اعط و اعطيت مثل زوجتك فاطمة و لم اعط و اعطيت مثل الحسن و الحسين و لم اعط ،
گفت : تو را سه چيز دادند كه مرا ندادند : پدر زنى دادند تو را چون من و مرا ندادند ، و جفتى دادند تو را چون فاطمه و مرا ندادند ، و فرزندانى دادند تو را چون حسن و حسين و مرا ندادند .
زيد الشّحّام ( 9 ) روايت كرد از صادق - عليه السّلام - از پدرانش از حسين بن على - عليه السّلام - كه او گفت : يك ( 10 ) روز با برادرم حسن على ( 11 ) در بعضى كويهاى ( 12 ) مدينه مىرفتيم ، جابر بن عبد اللَّه انصارى و انس بن مالك از پيش ما بر افتادند ، امّا جابر مالك نبود بر خود تا در پاى ما افتاد و بوسه بر دست و پاى ما مىداد . انس او را ملامت كرد و گفت : تو با سنه ( 13 ) و مكان تو از رسول اين مىكنى ؟ جابر گفت : بسيار
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 2 ) . آط ، آب ، آز : ديگر نيمه ، آج ، لب ، آل : نيمهء ديگر .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ابو الحسن على بن مهرويه القزوينى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ابو احمد داود بن سليمان .
( 5 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش : عن .
( 7 - 6 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 ) . اساس : صهراى ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : زيد بن الشّحام .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها من .
( 11 ) . آب ، آز ، مش : حسن بن على .
( 12 ) . مش : كوهها .
( 13 ) . كذا : در اساس ، آط ، آب ، آج ، لب ، آل : سنت ، آز : نسبت ، مش : شيبت ، تفسير گازر ( 7 / 30 ) : سنّ ، چاپ شعرانى ( 8 / 288 ) : شيبت : ضبط اساس مىتواند به يكى از دو صورت : « سنّت » ، و « سنّت » هم خوانده شود .